cesspool of corruption
گودال فساد
moral cesspool
گودال اخلاقی
political cesspool
گودال سیاسی
The city's politics was described as a cesspool of corruption.
سیاستهای شهر به عنوان یک باتلاق فساد توصیف شد.
The internet can sometimes be a cesspool of negativity.
اینترنت گاهی اوقات میتواند مخزن منفیگرایی باشد.
The abandoned building was a cesspool of filth and decay.
ساختمان متروکه مخزنی از کثافت و زوال بود.
The company's toxic work environment was a cesspool of office politics.
محیط کار سمی شرکت مخزنی از سیاستهای اداری بود.
The online forum had turned into a cesspool of hate speech.
انجمن آنلاین به مخزنی از سخنان نفرت انگیز تبدیل شده بود.
The swamp was a cesspool of disease-carrying mosquitoes.
حوضچاله مخزنی از حشرات ناقل بیماری بود.
The abandoned warehouse had become a cesspool of criminal activity.
انبار متروکه به مخزنی از فعالیتهای جنایی تبدیل شده بود.
The corrupt government was a cesspool of bribery and kickbacks.
دولت فاسد مخزنی از رشوه و تسهیم بود.
The rundown apartment complex was a cesspool of drug dealing.
مجتمع آپارتمانی فرسوده مخزنی از قاچاق مواد مخدر بود.
The dark alley was a cesspool of crime and violence.
پسکوچهی تاریک مخزنی از جرم و خشونت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید