cesspool

[ایالات متحده]/'sespuːl/
[بریتانیا]/'sɛs,pʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاه فاضلاب؛ چاه کود؛ مکان کثیف

عبارات و ترکیب‌ها

cesspool of corruption

گودال فساد

moral cesspool

گودال اخلاقی

political cesspool

گودال سیاسی

جملات نمونه

The city's politics was described as a cesspool of corruption.

سیاست‌های شهر به عنوان یک باتلاق فساد توصیف شد.

The internet can sometimes be a cesspool of negativity.

اینترنت گاهی اوقات می‌تواند مخزن منفی‌گرایی باشد.

The abandoned building was a cesspool of filth and decay.

ساختمان متروکه مخزنی از کثافت و زوال بود.

The company's toxic work environment was a cesspool of office politics.

محیط کار سمی شرکت مخزنی از سیاست‌های اداری بود.

The online forum had turned into a cesspool of hate speech.

انجمن آنلاین به مخزنی از سخنان نفرت انگیز تبدیل شده بود.

The swamp was a cesspool of disease-carrying mosquitoes.

حوضچاله مخزنی از حشرات ناقل بیماری بود.

The abandoned warehouse had become a cesspool of criminal activity.

انبار متروکه به مخزنی از فعالیت‌های جنایی تبدیل شده بود.

The corrupt government was a cesspool of bribery and kickbacks.

دولت فاسد مخزنی از رشوه و تسهیم بود.

The rundown apartment complex was a cesspool of drug dealing.

مجتمع آپارتمانی فرسوده مخزنی از قاچاق مواد مخدر بود.

The dark alley was a cesspool of crime and violence.

پس‌کوچه‌ی تاریک مخزنی از جرم و خشونت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید