chained

[ایالات متحده]/tʃend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زنجیری متصل یا محکم شده، قفل شده با زنجیرها.

عبارات و ترکیب‌ها

bound by chains

اسیر زنجیرها

chained list

لیست زنجیره ای

جملات نمونه

The dog was chained (up) to the wall.

سگ به دیوار زنجیر شده بود.

chained the dog to a tree.

سگ را به درخت زنجیر کرد.

He chained the prisoners.

او زندانیان را زنجیر کرد.

she chained her bicycle to the railings.

او دوچرخه خود را به نرده‌ها زنجیر کرد.

he had been chained up .

او زنجیر شده بود.

as an actuary you will not be chained to a desk.

به عنوان یک متخصص بیمه، شما به یک میز محدود نخواهید شد.

It's necessary that the dogs be chained up for the night.

لازم است که سگ‌ها را برای شب زنجیر کنند.

She chained the wolf securely to the post.

او گرگ را به طور ایمن به پایگاه زنجیر کرد.

He chained his bicycle to the post.

او دوچرخه خود را به پایگاه زنجیر کرد.

He is chained to his work.

او به کارش وابسته است.

His father chained him up.

پدرش او را زنجیر کرد.

workers who were chained to a life of dull routine.

کارگرانی که به یک زندگی روتین و کسل کننده زنجیر شده بودند.

The plane's wheels were chocked and chained down.

چرخ‌های هواپیما مسدود و زنجیر شده بودند.

Don't worry about the heavy load, it's chained down.

نگران بار سنگین نباشید، زنجیر شده است.

I feel chained down with a wife, a house and children.

احساس می‌کنم با یک همسر، یک خانه و فرزندان زنجیر شده‌ام.

Release the dog.He has been chained up for hours.

سگ را آزاد کن. او ساعت‌ها زنجیر شده است.

prisoners are chained to their beds, spreadeagle, for days at a time.

زندانیان به مدت چند روز به تختخواب های خود به حالت بازدست و پا بسته شده اند.

finally,we draw a conclusion that the defects were chained cestode stomas.

در نهایت، نتیجه‌گیری می‌کنیم که نقص‌ها شامل استوماهای کرم کستود زنجیر شده بودند.

In former times, prisoners were chained to one another.

در زمان‌های قدیم، زندانیان به یکدیگر زنجیر می‌شدند.

نمونه‌های واقعی

This huge number of boxes that were literally chained up.

این تعداد زیاد جعبه‌ها که به طور واقعی زنجیر شده بودند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Uh, I wish, but I'll be chained to that dock.

اوه، دلم می‌خواست، اما به آن اسکله زنجیر خواهم شد.

منبع: Ozark.

Science is dangerous; we have to keep it most carefully chained and muzzled.

علم خطرناک است؛ باید آن را با دقت بیشتری زنجیر و مهار کنیم.

منبع: Brave New World

Math has fewer concepts but they're chained deeper.

ریاضی مفاهیم کمتری دارد اما آنها عمیق‌تر زنجیر شده‌اند.

منبع: Big Think Super Thoughts

The dog is chained to the tree.

سگ به درخت زنجیر شده است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Some were chained to their beds.

بعضی‌ها به تختخوابشان زنجیر شده بودند.

منبع: BBC World Headlines

Guillaume stood outside as one whose feet are chained.

گیوموت در حالی که پاهایش زنجیر شده بودند، بیرون ایستاد.

منبع: American Elementary School English 5

Once more my limbs were chained in second infancy.

باز هم اندام‌های من در نوزادی دوم زنجیر شده بودند.

منبع: Monk (Part 1)

They chained us, they beat us until we said Massuh.

آنها ما را زنجیر کردند، آنها ما را زدند تا ما ماسح گفتیم.

منبع: VOA Standard August 2015 Collection

And there was this yellow bicycle chained to a tree.

و یک دوچرخه زرد وجود داشت که به یک درخت زنجیر شده بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید