The math problem was challengingly complex.
مسئله ریاضی به طرز چالشبرانگیزی پیچیده بود.
She tackled the project challengingly and completed it ahead of schedule.
او پروژه را به طرز چالشبرانگیزی انجام داد و آن را زودتر از موعد به اتمام رساند.
He spoke challengingly about the future of technology.
او به طور چالشبرانگیز در مورد آینده فناوری صحبت کرد.
The obstacle course was designed challengingly to test the participants' endurance.
مسیر موانع به گونهای طراحی شده بود که به طور چالشبرانگیز، استقامت شرکتکنندگان را آزمایش کند.
The new job position is challengingly demanding.
موقعیت شغلی جدید به طرز چالشبرانگیزی طلبکارانه است.
She approached the difficult task challengingly, determined to succeed.
او با اراده و به طور چالشبرانگیز به این کار دشوار پرداخت تا موفق شود.
The hiking trail was challengingly steep, but the view from the top was worth it.
مسیر پیادهروی به طرز چالشبرانگیزی شیب داشت، اما منظره از بالا ارزشش را داشت.
The chess match was challengingly intense, with both players strategizing carefully.
مسابقه شطرنج به طرز چالشبرانگیزی شدید بود، و هر دو بازیکن با دقت استراتژی میکردند.
The dance routine was challengingly fast-paced, requiring precise coordination.
تمرین رقص به طرز چالشبرانگیزی سریع بود و نیاز به هماهنگی دقیق داشت.
The novel was challengingly thought-provoking, leaving readers reflecting long after finishing it.
رمان به طرز چالشبرانگیزی تفکربرانگیز بود و باعث میشد خوانندگان مدت طولانی پس از اتمام آن فکر کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید