effortless

[ایالات متحده]/ˈefətləs/
[بریتانیا]/ˈefərtləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون نیاز به تلاش زیاد؛ آسان

adv. بدون تلاش کردن؛ به راحتی

جملات نمونه

her effortless sense of style.

حس بی‌نقص و آسان او در داشتن سبک.

He is a skilful and effortless mechanic.

او یک مکانیک ماهر و بی‌نقص است.

a skater performing an effortless double axel;

یک اسکیت‌سوار که یک دوچرخه دوگانه آسان انجام می‌دهد;

I went up the steps in two effortless bounds.

من دو قدم آسان را بالا رفتم.

she moved through the water with effortless grace.

او با ظرافت بی‌نقص از میان آب حرکت کرد.

the ray swam with effortless strokes of its huge wings.

اشعه با ضربات بی‌نقص از بال‌های بزرگ خود شنا کرد.

uitags is an open source JSP custom-tag library (taglib) that makes developing friendly UI (user interface) effortless.

uitags یک کتابخانه برچسب‌های سفارشی منبع باز JSP است که توسعه رابط کاربری (UI) دوستانه را آسان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید