demandingly

[ایالات متحده]/[ˈdiːmɑːndɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈdɪˌmændɪŋli]/

ترجمه

adv. به شکلی درخواست‌کننده؛ به‌طور قطعی؛ نیاز به تلاش و توجه زیاد دارد؛ به‌صورتی که استانداردهای بالا را منتظر می‌ماند.

عبارات و ترکیب‌ها

demandingly polite

متعهدانه لطیف

demandingly strict

متعهدانه سخت گیر

demandingly fast

متعهدانه سریع

demandingly clear

متعهدانه واضح

demandingly efficient

متعهدانه کارآمد

being demandingly

بودن متعهدانه

demandingly organized

متعهدانه سازمان‌یافته

demandingly thorough

متعهدانه کامل

demandingly precise

متعهدانه دقیق

demandingly focused

متعهدانه متمرکز

جملات نمونه

the professor demandingly corrected our essays, highlighting every minor error.

استاد به طور خواستارانه مقالات ما را اصلاح کرد و هر خطا کوچک را برجسته کرد.

she demandingly requested a detailed report by the end of the week.

او به طور خواستارانه یک گزارش جزئی را تا پایان هفته خواست.

the client demandingly insisted on a faster turnaround time for the project.

مشتری به طور خواستارانه برای پروژه زمان پایان کار را سریعتر خواست.

he demandingly questioned the accuracy of the data presented in the report.

او به طور خواستارانه دقت داده‌های ارائه شده در گزارش را به سوال کشید.

the role requires someone who can demandingly manage multiple projects simultaneously.

این نقش نیاز به کسی دارد که بتواند به طور خواستارانه چندین پروژه را به طور همزمان مدیریت کند.

the coach demandingly pushed the team to improve their performance.

مربی به طور خواستارانه تیم را به بهبود عملکردشان تشویق کرد.

the system demandingly flagged any unusual activity on the network.

سیستم به طور خواستارانه هر فعالیت غیرمعمول در شبکه را علامت‌گذاری کرد.

the board demandingly sought a clear explanation for the company's losses.

هیئت مدیره به طور خواستارانه توضیح روشنی برای زیان‌های شرکت دنبال کرد.

the software demandingly checks for vulnerabilities in the code.

نرم‌افزار به طور خواستارانه برای یافتن آسیب‌پذیری‌ها در کد بررسی می‌کند.

the market demandingly reacts to any changes in supply and price.

بازار به طور خواستارانه به هر تغییر در عرضه و قیمت پاسخ می‌دهد.

the judge demandingly ruled against the defendant's motion.

دیوان به طور خواستارانه در خواست دفاعی مدعی را رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید