customer churn
خروج مشتری
reduce churn rate
کاهش نرخ خروج
analyze churn data
تجزیه و تحلیل دادههای خروج
churn prediction model
مدل پیشبینی خروج
churn out
بیرون راندن
She churned the milk.
او شیر را هم زد.
her stomach was churning at the thought of the ordeal.
احساس میکرد که با فکر کردن به این رنج، معدهاش درهم ریخته است.
artists continued to churn out insipid works.
هنرمندان به تولید آثار بیمزه ادامه دادند.
the wheels churned, the engine labouring.
چرخها میچرخیدند، موتور به سختی کار میکرد.
The tractor churn ed up the soil.
تراکتور خاک را هم زد.
churns out four novels a year.
سالانه چهار رمان منتشر میکند.
a storm churning the waves;
طوفانی که موجها را به هم میزد;
The cars had churned the lane into mud.
ماشینها مسیر را به گل تبدیل کرده بودند.
She churns out trashy romantic novels.
او رمانهای عاشقانه بیارزش تولید میکند.
seas churned up by the storm
دریاها که توسط طوفان به هم ریخته بودند
she can't just churn out any old cack and expect to rake it out.
او نمیتواند فقط هرگونه زباله را منتشر کند و انتظار داشته باشد که آن را جمعآوری کند.
in high winds most of the loch is churned up .
در بادهای شدید بیشتر قسمتهای دریاچه به هم میریزد.
many artists continued to churn out insipid, shallow works.
بسیاری از هنرمندان به تولید آثار بیمزه و سطحی ادامه دادند.
The class cleaned the cream cheese churner carefully.
کلاس دستگاه همزن پنیر خام را با دقت تمیز کرد.
This factory churns out lots and lots of cars a day.
این کارخانه هر روز تعداد زیادی ماشین تولید میکند.
They churn out 3 000 identical toy trains every day.
آنها هر روز 3000 قطار اسباببازی یکسان تولید میکنند.
Cars and motorbikes had churned up the field.
ماشینها و موتورسیکلتها مزرعه را به هم زده بودند.
His visit churned up bitter memories.
بازدید او خاطرات تلخ را زنده کرد.
the earth had been churned up where vehicles had passed through.
زمین جایی که وسایل نقلیه از آن عبور کرده بودند، به هم ریخته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید