clicks

[ایالات متحده]/[klɪks]/
[بریتانیا]/[klɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کلیک کردن (صدا دادن); روی پیوندی یا تبلیغ (در یک وب‌سایت) کلیک کردن.
n. صدایی که توسط قفل یا گیره ایجاد می‌شود؛ واحد اندازه‌گیری برای ترافیک وب‌سایت، نشان‌دهنده یک کلیک روی یک پیوند یا تبلیغ؛ صدای کلیک، به ویژه صدایی که توسط حشرات یا ماشین‌آلات تولید می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

clicks away

فاصله ای تا کلیک

mouse clicks

کلیک‌های ماوس

clicks through

از طریق کلیک

high clicks

کلیک‌های زیاد

click here

اینجا کلیک کنید

clicking around

در حال کلیک کردن

clicking through

از طریق کلیک

double clicks

دو بار کلیک

track clicks

ردیابی کلیک‌ها

get clicks

کلیک دریافت کنید

جملات نمونه

the website gained a lot of clicks after the marketing campaign.

وب‌سایت پس از کمپین بازاریابی، کلیک‌های زیادی به دست آورد.

we need to track the number of clicks on each advertisement.

ما باید تعداد کلیک‌ها بر روی هر تبلیغ را پیگیری کنیم.

the article received thousands of clicks overnight.

مقاله در طول شب هزاران کلیک دریافت کرد.

a single click can take you to a new page.

یک کلیک می‌تواند شما را به یک صفحه جدید ببرد.

the mouse clicks were registered by the system.

کلیک‌های ماوس توسط سیستم ثبت شدند.

he got a high number of clicks on his video.

او تعداد زیادی کلیک بر روی ویدئوی خود دریافت کرد.

the ad campaign generated millions of clicks.

کمپین تبلیغاتی میلیون‌ها کلیک تولید کرد.

she clicked on a suspicious link and regretted it.

او روی یک لینک مشکوک کلیک کرد و پشیمان شد.

the button requires a single click to activate.

برای فعال کردن دکمه به یک کلیک نیاز است.

we analyzed the click-through rate for better targeting.

ما نرخ کلیک را برای هدف‌گذاری بهتر تجزیه و تحلیل کردیم.

the survey asked about the number of clicks on the link.

نظرسنجی در مورد تعداد کلیک‌ها بر روی لینک سوال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید