a terribly clumsy fellow.
یک مرد به طرز وحشتناکی دست و پا چلفتی.
a very clumsy attempt to park.
یک تلاش بسیار دست و پا چلفتی برای پارک کردن.
a clumsy remake of an old movie.
یک بازسازی دست و پا چلفتی از یک فیلم قدیمی.
clumsy wooden shoes; a clumsy sentence.
کفشهای چوبی دست و پا چلفتی؛ یک جمله دست و پا چلفتی.
turn out to be a clumsy sleight of hand
در نهایت یک شعبدهبازی دست و پا چلفتی از آب در میآید.
a well-intentioned but clumsy waiter
یک گارسون با نیت خوب اما دست و پا چلفتی.
a person who ran with a clumsy, hobbling gait.
یک فردی که با یک راه رفتن دست و پا چلفتی و لنگ میدوید.
They say ‘clumsy’ is her middle name.
می گویند 'دست و پا چلفتی' اسم میانی اوست.
a clumsy excuse.See Synonyms at awkward
یک بهانه دست و پا چلفتی. برای مترادفها به awkward مراجعه کنید.
an awkward dancer; clumsy fingers); both can also suggest embarrassment or lack of ease (
یک رقصنده دست و پا چلفتی؛ انگشتان دست و پا چلفتی); هر دو میتوانند نشاندهنده خجالت یا فقدان راحتی باشند (
critics derided the proposals as clumsy attempts to find a solution.
منتقدان پیشنهادها را به عنوان تلاشهای دست و پا چلفتی برای یافتن راهحلی مورد تمسخر قرار دادند.
she winced at their infelicities and at the clumsy way they talked.
او در برابر ناهنجاریهایشان و روش دست و پا چلفتی صحبت کردنشان منقبض شد.
several awkward moments in the discussion; offered a clumsy apology).
چند لحظه ناخوشایند در بحث؛ یک عذرخواهی دست و پا چلفتی ارائه داد).
my partner's play of the last trump; his clumsy play of the rebound.
بازی آخرین ترامپ شریک من؛ بازی دست و پا چلفتی او با ریباند.
a ponderous compliment. Somethingcumbersome is difficult to move, handle, or deal with because it is heavy, bulky, or clumsy:
یک تعریف سنگین. چیزی که دست و پا گیر است، به این دلیل که سنگین، حجیم یا ناهنجار است، به سختی قابل حرکت، حمل یا رسیدگی است:
However, Malon detects Dalan’s trickery due to her clumsy slipup.
با این حال، مالون به دلیل اشتباه دست و پا چلفتی مالون، حقه بازیهای دالان را تشخیص میدهد.
a well-intentioned but clumsy waiter; well-intentioned criticism.
یک گارسون با نیت خوب اما دست و پا چلفتی؛ انتقاد با نیت خوب.
You are clumsy! You're knocked over my cup of coffee!
تو دست و پا چلفتی هستی! تو فنجان قهوهام را واژگون کردی!
Darwin himself said it: "What a book a devil's chaplain might write on the clumsy, wasteful, blundering, low, and horridly cruel works of nature.
داروین خود گفت: "چه کتابی یک کشیش شیطان می تواند در مورد آثار طبیعت دست و پا چلفتی، اتلاف منابع، ناشیانه، پست و وحشیانه بنویسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید