nimble fingers
انگشتان چابک
quick and nimble
سریع و چابک
nimble movements
حرکات چابک
nimble footwork
کار با پای چابک
nimble mind
ذهن چابک
a quick mind.See Synonyms at nimble
ذهنی سریع. برای یافتن مترادفها به «زنده» مراجعه کنید
had a brisk walk in the park.See Synonyms at nimble
یک پیادهروی سریع در پارک داشت. برای یافتن مترادفها به nimble مراجعه کنید.
with a deft motion of her nimble fingers.
با یک حرکت ماهرانه از انگشتان ظریفش
she was very nimble on her pins.
او در پاهایش بسیار چابک بود.
the company had to do a lot of nimble footwork to stay alive.
شرکت مجبور شد تا زنده بماند، کارهای پیچیده و سریعی انجام دهد.
The boy was nimble and jumped clear of the truck.
پسر چابک بود و از کامیون پرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید