nimble

[ایالات متحده]/ˈnɪmbl/
[بریتانیا]/ˈnɪmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سریع و سبک در حرکت; چابک و هوشمند - فرم مقایسه: چابک‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

nimble fingers

انگشتان چابک

quick and nimble

سریع و چابک

nimble movements

حرکات چابک

nimble footwork

کار با پای چابک

nimble mind

ذهن چابک

جملات نمونه

a quick mind.See Synonyms at nimble

ذهنی سریع. برای یافتن مترادف‌ها به «زنده» مراجعه کنید

had a brisk walk in the park.See Synonyms at nimble

یک پیاده‌روی سریع در پارک داشت. برای یافتن مترادفها به nimble مراجعه کنید.

with a deft motion of her nimble fingers.

با یک حرکت ماهرانه از انگشتان ظریفش

she was very nimble on her pins.

او در پاهایش بسیار چابک بود.

the company had to do a lot of nimble footwork to stay alive.

شرکت مجبور شد تا زنده بماند، کارهای پیچیده و سریعی انجام دهد.

The boy was nimble and jumped clear of the truck.

پسر چابک بود و از کامیون پرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید