The two superpowers both collude and struggle with each other in a vain attempt to redivide the world.
دو ابرقدرت همزمان با همدیگر تبانی کرده و با یکدیگر درگیر میشوند تا به طور بینتیجه جهان را مجدداً تقسیم کنند.
She was charged on the supposition that she had colluded with her husband in the murders.
او به اتهام تبانی با همسرش در قتلها بازداشت شد.
If couples of users make a coalition and collude to generate a new image or video section, they would weaken the examinable energy of the fingerprint a lot, hence avoid being traced.
اگر چند کاربر یک ائتلاف تشکیل دهند و برای ایجاد یک بخش جدید تصویر یا ویدیو تبانی کنند، انرژی قابل بررسی اثر انگشت را به میزان زیادی کاهش می دهند و از ردیابی جلوگیری می کنند.
The two companies colluded to fix prices.
دو شرکت برای تعیین قیمتها با یکدیگر تبانی کردند.
They were accused of colluding with the competitors.
آنها به اتهام تبانی با رقبا متهم شدند.
The politicians were suspected of colluding with foreign powers.
سیاستمدان به اتهام تبانی با قدرتهای خارجی مشکوک بودند.
The employees colluded to steal company secrets.
کارمندان برای سرقت اسرار شرکت با یکدیگر تبانی کردند.
The criminals colluded to plan a heist.
جنایتکاران برای طراحی یک سرقت با یکدیگر تبانی کردند.
The students colluded to cheat on the exam.
دانشجویان برای تقلب در امتحان با یکدیگر تبانی کردند.
The corrupt officials colluded to embezzle funds.
مقامات فاسد برای اختلاس بودجه با یکدیگر تبانی کردند.
The hackers colluded to breach the security system.
هکرها برای نقض سیستم امنیتی با یکدیگر تبانی کردند.
The athletes colluded to fix the match.
ورزشکاران برای دستکاری مسابقه با یکدیگر تبانی کردند.
The conspirators colluded to overthrow the government.
توطئهگران برای سرنگونی دولت با یکدیگر تبانی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید