plot

[ایالات متحده]/plɒt/
[بریتانیا]/plɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویدادهای اصلی یک نمایشنامه، رمان، فیلم و غیره؛ یک طرح یا نقشه مخفی

vt. تقسیم به بخش‌های کوچک؛ مشخص کردن

vt. & vi. توطئه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

plot twist

پیچش داستانی

intricate plot

طرح پیچیده

plot development

توسعه طرح

suspenseful plot

طرح پرتعلیق

plot of land

قطعه زمین

plot against

توطئه علیه

plot out

برنامه‌ریزی کردن

plot area

مساحت طرح

sample plot

نمونه طرح

garden plot

قطعه باغ

plot plan

برنامه طرح

plot ratio

نسبت طرح

main plot

طرح اصلی

جملات نمونه

a skeletal plot for a novel.

یک طرح اسکلتی برای یک رمان.

plot against a person

توطئه علیه یک شخص.

a plot to overthrow the government.

طرحی برای سرنگونی دولت.

plot a ship's course.

طرح مسیر یک کشتی.

The plot of this book is incredible.

طرح این کتاب شگفت انگیز است.

scotch a plot to rob a bank

جلوگیری از طرح سرقت از بانک

a plot that grabs the reader.

داستانی که خواننده را مجذوب خود می‌کند.

a narrative plot of great ingenuity.

یک طرح روایی با نبوغ زیاد.

plot a ship's course on a chart

طرح مسیر یک کشتی بر روی نقشه

a seamless plot in the novel.

یک طرح یکپارچه در رمان.

a stillborn plot to assassinate the President.

طرح نافرجامی برای ترور رئیس جمهور

brew a plot to overthrow the government.

طرحی برای سرنگونی دولت بریزید.

a pedestrian movie plot;

طرح فیلم عابر پیاده;

the denouement of the plot of a play

پایان‌بندی طرح یک نمایش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید