resist

[ایالات متحده]/rɪˈzɪst/
[بریتانیا]/rɪˈzɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. از نیرویی برای جلوگیری یا متوقف کردن استفاده کنید؛ بدون آسیب دیدن مقاومت کنید؛ مخالف بودن؛ از تسلیم شدن خودداری کنید؛ تحمل کنید.

عبارات و ترکیب‌ها

resist the temptation

مقاومت در برابر وسوسه

hard to resist

سخت برای مقاومت کردن

resist heat

مقاوم در برابر گرما

resist printing

مقاوم در برابر چاپ

resist temptation

مقاومت در برابر وسوسه

جملات نمونه

I was unable to resist laughing.

من نتوانستم جلوی خنده گرفتن را بگیرم.

the power to resist disease

توانایی مقاومت در برابر بیماری

He could resist no longer.

دیگر نمی‌توانست مقاومت کند.

Such euphony is hard to resist.

شنیدن چنین خوش‌آهنگی سخت است که مقاومت کنیم.

walkers can't resist the call of the Cairngorms.

گردشگران نمی‌توانند در برابر وسوسه کوه‌های Cairngorms مقاومت کنند.

staining that resists detergent action.

لکه‌ای که در برابر عملکرد مواد شوینده مقاومت می‌کند.

he is resisting any dilution of dogma.

او در برابر هرگونه رقیق شدن از اصول خشک و سخت مقاومت می‌کند.

I couldn't resist buying the blouse.

من نتوانستم وسوسه خرید بلوز را مقاومت کنم.

she couldn't resist a gentle tease.

او نتوانست در برابر یک شیطنت ملایم مقاومت کند.

They resisted a downsun attack bravely.

آنها با شجاعت به یک حمله از سمت پایین خورشید مقاومت کردند.

a bacterium that resisted the antibiotic.

باکتری که در برابر آنتی‌بیوتیک مقاوم بود.

The whole land rose to resist foreign aggression.

کل سرزمین برای مقاومت در برابر تجاوز خارجی قیام کرد.

resisting the imposition of VAT on fuel

مخالفت با تحمیل مالیات بر ارزش افزوده بر سوخت

a small-minded Luddite resisting progress.

یک لودیت متعصب که در برابر پیشرفت مقاومت می‌کند.

forcing herself to resist his blatant charm.

خود را مجبور کرد تا در برابر جذابیت آشکار او مقاومت کند.

there is fruit salad for those who can resist the more calorific concoctions.

سالاد میوه برای کسانی که می‌توانند در برابر مخلوط‌های پرکالری‌تر مقاومت کنند وجود دارد.

he was killed while resisting capture.

او در حالی که قصد داشت دستگیری را دفع کند، کشته شد.

you will be able to hold your ground and resist the enemy's attack.

شما قادر خواهید بود در جای خود بمانید و به حمله‌ی دشمن مقاومت کنید.

this blend of silk and wool hangs well and resists creases.

این ترکیب ابریشم و پشم خوب می‌خورد و در برابر چروک مقاومت می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Hey, look who couldn't resist an epic romance.

وای، نگاه کن کی نتونسته جلوی یک رمانتیک حماسی رو بگیره.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Hard to imagine how she resisted your charms.

تصور اینکه چطور او در برابر جذابیت شما مقاومت کرد، سخت است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Few of us can resist its temptation.

کم از ما می‌توانند در برابر وسوسه آن مقاومت کنند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Turns out dragons, at least British ones, can't resist mead.

ببینید، اژدهاها، حداقل اژدهای بریتانیایی، نمی‌توانند در برابر مِید مقاومت کنند.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

Pigs always resist when they are being loaded.

خوک‌ها همیشه مقاومت می‌کنند وقتی در حال بارگیری هستند.

منبع: Charlotte's Web

Manney says that Hamilton resisted arrest when frisked.

مننی می‌گوید که همیلتون هنگام تفتیش مقاومت کرد.

منبع: AP Listening Collection February 2015

How to resist the temptation to scratch their behinds.

چگونه می‌توان در برابر وسوسه خاراندن باسن خود مقاومت کرد؟

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

We have the capacity to resist fear and be strong.

ما توانایی مقاومت در برابر ترس و قوی بودن را داریم.

منبع: Newsweek

There was no resisting the iron strength of his hands.

نمی‌توان در برابر قدرت آهنین دستان او مقاومت کرد.

منبع: Twilight: Eclipse

It's been a while since anyone could resist my compulsion.

مدتی از زمانی که کسی نتوانسته جلوی اجبار من را بگیرد می‌گذرد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید