resist the temptation
مقاومت در برابر وسوسه
hard to resist
سخت برای مقاومت کردن
resist heat
مقاوم در برابر گرما
resist printing
مقاوم در برابر چاپ
resist temptation
مقاومت در برابر وسوسه
I was unable to resist laughing.
من نتوانستم جلوی خنده گرفتن را بگیرم.
the power to resist disease
توانایی مقاومت در برابر بیماری
He could resist no longer.
دیگر نمیتوانست مقاومت کند.
Such euphony is hard to resist.
شنیدن چنین خوشآهنگی سخت است که مقاومت کنیم.
walkers can't resist the call of the Cairngorms.
گردشگران نمیتوانند در برابر وسوسه کوههای Cairngorms مقاومت کنند.
staining that resists detergent action.
لکهای که در برابر عملکرد مواد شوینده مقاومت میکند.
he is resisting any dilution of dogma.
او در برابر هرگونه رقیق شدن از اصول خشک و سخت مقاومت میکند.
I couldn't resist buying the blouse.
من نتوانستم وسوسه خرید بلوز را مقاومت کنم.
she couldn't resist a gentle tease.
او نتوانست در برابر یک شیطنت ملایم مقاومت کند.
They resisted a downsun attack bravely.
آنها با شجاعت به یک حمله از سمت پایین خورشید مقاومت کردند.
a bacterium that resisted the antibiotic.
باکتری که در برابر آنتیبیوتیک مقاوم بود.
The whole land rose to resist foreign aggression.
کل سرزمین برای مقاومت در برابر تجاوز خارجی قیام کرد.
resisting the imposition of VAT on fuel
مخالفت با تحمیل مالیات بر ارزش افزوده بر سوخت
a small-minded Luddite resisting progress.
یک لودیت متعصب که در برابر پیشرفت مقاومت میکند.
forcing herself to resist his blatant charm.
خود را مجبور کرد تا در برابر جذابیت آشکار او مقاومت کند.
there is fruit salad for those who can resist the more calorific concoctions.
سالاد میوه برای کسانی که میتوانند در برابر مخلوطهای پرکالریتر مقاومت کنند وجود دارد.
he was killed while resisting capture.
او در حالی که قصد داشت دستگیری را دفع کند، کشته شد.
you will be able to hold your ground and resist the enemy's attack.
شما قادر خواهید بود در جای خود بمانید و به حملهی دشمن مقاومت کنید.
this blend of silk and wool hangs well and resists creases.
این ترکیب ابریشم و پشم خوب میخورد و در برابر چروک مقاومت میکند.
Hey, look who couldn't resist an epic romance.
وای، نگاه کن کی نتونسته جلوی یک رمانتیک حماسی رو بگیره.
منبع: The Vampire Diaries Season 2Hard to imagine how she resisted your charms.
تصور اینکه چطور او در برابر جذابیت شما مقاومت کرد، سخت است.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2Few of us can resist its temptation.
کم از ما میتوانند در برابر وسوسه آن مقاومت کنند.
منبع: Asap SCIENCE SelectionTurns out dragons, at least British ones, can't resist mead.
ببینید، اژدهاها، حداقل اژدهای بریتانیایی، نمیتوانند در برابر مِید مقاومت کنند.
منبع: Crash Course Comprehensive EditionPigs always resist when they are being loaded.
خوکها همیشه مقاومت میکنند وقتی در حال بارگیری هستند.
منبع: Charlotte's WebManney says that Hamilton resisted arrest when frisked.
مننی میگوید که همیلتون هنگام تفتیش مقاومت کرد.
منبع: AP Listening Collection February 2015How to resist the temptation to scratch their behinds.
چگونه میتوان در برابر وسوسه خاراندن باسن خود مقاومت کرد؟
منبع: Sherlock Holmes Detailed ExplanationWe have the capacity to resist fear and be strong.
ما توانایی مقاومت در برابر ترس و قوی بودن را داریم.
منبع: NewsweekThere was no resisting the iron strength of his hands.
نمیتوان در برابر قدرت آهنین دستان او مقاومت کرد.
منبع: Twilight: EclipseIt's been a while since anyone could resist my compulsion.
مدتی از زمانی که کسی نتوانسته جلوی اجبار من را بگیرد میگذرد.
منبع: The Vampire Diaries Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید