comeback

[ایالات متحده]/'kʌmbæk/
[بریتانیا]/'kʌmbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهبودی، بازسازی.

عبارات و ترکیب‌ها

make a comeback

بازگشت کردن

stage a comeback

بازگشت کردن

جملات نمونه

the heavyweight champion is set to make his comeback in England.

قهرمان سنگین وزن قصد دارد بازگشت خود را در انگلستان انجام دهد.

there's no comeback if he messes up your case.

اگر او پرونده شما را خراب کند، بازگشتی وجود نخواهد داشت.

Wide ties are making a comeback this year.

کراوات‌های پهن امسال دوباره مد شده‌اند.

she staged a magnificent comeback to lift the British Open title.

او با اقتدار بازگشت کرد تا قهرمان جام جهانی تنیس انگلستان شود.

I was witness to one of the most amazing comebacks in sprinting history.

من شاهد یکی از بازگشت های شگفت انگیز در تاریخ دو سرعت بود.

make a comeback in the second half

در نیمه دوم بازگشت کنید.

stage a comeback after being behind

پس از عقب افتادن، بازگشت کنید.

her successful comeback after a long break

بازگشت موفقیت آمیز او پس از یک وقفه طولانی.

make a comeback in the music industry

بازگشت به صنعت موسیقی.

make a comeback on the tennis court

بازگشت به زمین تنیس.

the team's incredible comeback victory

پیروزی بازگشت باورنکردنی تیم.

make a comeback after facing criticism

پس از مواجهه با انتقاد، بازگشت کنید.

the athlete's remarkable comeback from injury

بازگشت قابل توجه ورزشکار از آسیب‌دیدگی.

stage a comeback in the fashion world

بازگشت به دنیای مد.

make a successful comeback after setbacks

پس از شکست‌ها، بازگشت موفقیت‌آمیز.

نمونه‌های واقعی

Latin is making a serious comeback here.

بازگشت جدی زبان لاتین در اینجا وجود دارد.

منبع: Listening to Music (Video Version)

Without them, the virus can make a deadly comeback.

بدون آنها، ویروس می تواند با بازگشت مرگبار بازگردد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Nor can they attempt to stage professional comebacks or publish mea culpa memoirs.

آنها نمی توانند تلاش کنند تا بازگشت های حرفه ای را سازماندهی کنند یا اعتراف نامه های خود را منتشر کنند.

منبع: Time

Because seemingly against all odds, linoleum is making a comeback.

زیرا به ظاهر در برابر همه احتمالات، لینولئوم در حال بازگشت است.

منبع: Vox opinion

So, obviously open source in science is making a comeback.

بنابراین، بدیهی است که متن باز در علم در حال بازگشت است.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Duck a l'orange. Bree says it's making a comeback.

اردک به روشی. بری می گوید که در حال بازگشت است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

This summer is going to be really a -- a comeback for travels.

تابستان امسال واقعاً یک -- یک بازگشت برای سفرها خواهد بود.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

It's the big comeback Steve Jobs has been waiting for.

این بازگشت بزرگی است که استیو جابز منتظر آن بوده است.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

Researchers though, they're working to help them make a comeback.

محققان با این حال، آنها در تلاشند تا به آنها کمک کنند تا بازگردند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

In fact, the sport-utility vehicles of yesteryear are staging a comeback.

در واقع، وسایل نقلیه شاسی بلند سال های گذشته در حال برگزاری یک بازگشت هستند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection January 2015

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید