retreat

[ایالات متحده]/rɪˈtriːt/
[بریتانیا]/rɪˈtriːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشت؛ مکانی برای آرامش و استراحت

vi. عقب‌نشینی کردن یا حرکت به عقب

vt. باعث عقب‌نشینی شدن؛ به عقب حرکت دادن (یک مهره شطرنج)

عبارات و ترکیب‌ها

strategic retreat

پس‌روی استراتژیک

tactical retreat

پس‌روی تاکتیکی

retreat to safety

پس‌روی به سمت امنیت

order a retreat

فرمان عقب‌نشینی

retreat into oneself

به درون خود فرو رفتن

retreat from

عقب‌نشینی از

in full retreat

عقب‌نشینی کامل

beat a retreat

کشمانی کردن

جملات نمونه

their country retreat in Ireland.

رفتن آنها به یک مکان آرام در کشور در ایرلند.

Napoleon's retreat from Moscow

پس‌روی ناپلئون از مسکو

the French retreated in disarray.

فرانسوی‌ها درهم و برهم عقب‌نشینی کردند.

the retreat degenerated into a rout.

پسروی به یک فرار تبدیل شد.

The enemy retreated in perfect dismay.

دشمن با ناامیدی کامل عقب‌نشینی کرد.

a retreat in the mountains approachable in winter only by helicopter.

یک اقامتگاه در کوه‌ها که فقط در زمستان و با بالگرد قابل دسترسی است.

he fired a shot at the retreating prisoners.

او به سمت زندانیان عقب‌نشینی شلیک کرد.

the squadron's task was to harass the retreating enemy forces.

وظیفه اسکادران آزار دادن نیروهای دشمن عقب نشینی کننده بود.

it becomes so hot that the lizards retreat into the shade.

تا آن حد گرم می شود که سوسمارها به سایه پناه می برند.

after the funeral he retreated to Scotland.

پس از تشییع جنازه به اسکاتلند عقب‌نشینی کرد.

the trade unions made a retreat from their earlier position.

اتحادیه های تجاری از موضع قبلی خود عقب نشینی کردند.

he retreats into a world of fantasy and self-delusion.

او به دنیایی از فانتزی و خودفریبی پناه می برد.

when the band retreat to ambience and minimalism, they are untouchable.

وقتی گروه به فضایی و مینیمالیسم بازمی‌گردند، دست‌نخورده هستند.

They watched his retreating figure.

آنها به تصویر عقب‌نشینی او نگاه کردند.

Frim successful persuasion, advance and retreat by easy stages.

با اصرار موفقیت آمیز، به تدریج پیشروی و عقب نشینی کنید.

You cannot retreat from your responsibility in this affair.

شما نمی‌توانید از مسئولیت خود در این مورد عقب‌نشینی کنید.

I made a tactful retreat before they started arguing.

قبل از اینکه شروع به بحث کنند، من به طور مودبانه عقب‌نشینی کردم.

نمونه‌های واقعی

But here are the regulars, so the auxiliary forces may beat a retreat.

اما اینجا افراد منظم حضور دارند، بنابراین نیروهای کمکی ممکن است عقب‌نشینی کنند.

منبع: The Sign of the Four

I make a hasty retreat into the kitchen.

من به سرعت به سمت آشپزخانه عقب‌نشینی می‌کنم.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

" Are you—is the army really retreating? "

آیا شما—آیا ارتش واقعاً در حال عقب‌نشینی است؟

منبع: Gone with the Wind

Nearby Russian forces are said to be retreating.

گفته می‌شود نیروهای روسی نزدیک در حال عقب‌نشینی هستند.

منبع: AP Listening Collection June 2022

No one is sure what is triggering their retreat.

هیچ کس مطمئن نیست چه چیزی باعث عقب‌نشینی آنها می‌شود.

منبع: PBS "Nature" documentary series

It's always the first insect to appear after the snow's retreat.

همیشه اولین حشره‌ای است که پس از عقب‌نشینی برف ظاهر می‌شود.

منبع: "BBC Documentary Frozen Planet" Documentary Overview

There is no retreat but in submission and slavery!

عقب‌نشینی وجود ندارد جز در تسلیم و بردگی!

منبع: American Version Language Arts Volume 6

But burning bridges also meant the soldiers could not retreat.

اما آتش زدن پل‌ها همچنین به این معنا بود که سربازان نمی‌توانستند عقب‌نشینی کنند.

منبع: VOA One Minute English

For Dr.Edith Farnsworth, the glass house was her retreat.

برای دکتر ادیت فارنسورث، خانه شیشه‌ای محل استراحت او بود.

منبع: VOA Standard July 2015 Collection

You got me. - Dolphin style retreat.

تو منو گرفتی. - عقب‌نشینی به سبک دلفین.

منبع: Kung Fu Panda 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید