Ggong) No,.. also I like comfy, now you are... gosh! Never I adonize myself.
Ggong) No,.. همچنین من دوست دارم راحت، حالا شما هستید... خدای من! من هرگز خودم را تحسین نمی کنم.
I love wearing comfy pajamas on lazy weekends.
من عاشق پوشیدن لباس خواب راحت در آخر هفته های تنبل هستم.
She always makes sure her bed is nice and comfy before going to sleep.
او همیشه قبل از خواب اطمینان حاصل می کند که تختش خوب و راحت است.
The cozy blanket made the couch feel extra comfy.
ملحفه دنج باعث شد مبل بسیار راحت به نظر برسد.
After a long day at work, I just want to relax in my comfy chair.
بعد از یک روز طولانی در محل کار، من فقط می خواهم در صندلی راحت خود استراحت کنم.
He prefers to wear comfy sneakers when he goes for a walk.
او ترجیح می دهد کفش های راحت بپوشد وقتی برای پیاده روی بیرون می رود.
The soft cushions on the sofa make it so comfy to sit on.
بالشتک های نرم روی مبل باعث می شود نشستن روی آن بسیار راحت باشد.
I always look forward to getting into my comfy bed at the end of the day.
من همیشه مشتاق رفتن به تخت راحت خود در پایان روز هستم.
She likes to wear comfy clothes when she's at home relaxing.
او دوست دارد لباس راحت بپوشد وقتی در خانه استراحت می کند.
The hotel room had a comfy armchair by the window.
اتاق هتل یک صندلی راحت کنار پنجره داشت.
I find it so comfy to curl up with a good book on the sofa.
من فکر می کنم در کنار یک کتاب خوب روی مبل جمع شدن بسیار راحت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید