comfortable

[ایالات متحده]/ˈkʌmftəbl/
[بریتانیا]/ˈkʌmftəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دنج، احساس راحتی به مردم می‌دهد، فراوان.

عبارات و ترکیب‌ها

feeling comfortable

احساس راحتی

comfortable temperature

دمای مطبوع

جملات نمونه

I like to wear comfortable clothes when I'm at home.

من دوست دارم لباس‌های راحت بپوشم وقتی در خانه هستم.

She found a comfortable spot to sit and read her book.

او یک جای راحت برای نشستن و خواندن کتابش پیدا کرد.

The bed in the hotel room was very comfortable.

تخت در اتاق هتل بسیار راحت بود.

He made sure the temperature in the room was comfortable for everyone.

او مطمئن شد که دمای اتاق برای همه مناسب و راحت باشد.

The sofa looked comfortable but was actually quite hard.

مبل ظاهر راحتی داشت اما در واقعیت بسیار سخت بود.

She felt comfortable discussing her ideas with her colleagues.

او احساس راحتی می‌کرد در مورد ایده‌هایش با همکارانش صحبت کند.

The shoes were stylish and comfortable to wear all day.

کفش‌ها شیک و راحت بودند تا در تمام روز پوشیده شوند.

The room was well-lit and comfortable, perfect for studying.

اتاق نور کافی داشت و راحت بود، برای مطالعه عالی بود.

He always makes sure his guests are comfortable and well taken care of.

او همیشه مطمئن می‌شود که مهمانانش راحت و خوب مراقبت شوند.

The massage chair was so comfortable that I almost fell asleep.

صندلی ماساژ آنقدر راحت بود که من تقریباً به خواب رفتم.

نمونه‌های واقعی

We all end up at the same spot and we end up comfortable.

ما همه در نهایت در یک نقطه قرار می‌گیریم و در نهایت احساس راحتی می‌کنیم.

منبع: Different answers from 0 to 100 years old.

First, let's imagine something a little comfortable.

اول از همه، بیایید چیزی کمی راحت را تصور کنیم.

منبع: Realm of Legends

I think I really want someone to feel comfortable.

من فکر می‌کنم واقعاً می‌خواهم کسی احساس راحتی کند.

منبع: Idol speaks English fluently.

Why don't you slip into something less comfortable?

چرا لباس‌های راحت‌تری نپوشید؟

منبع: Modern Family Season 6

Let's start with " comfortable." " Comfortable" is an adjective.

بیایید با "راحت" شروع کنیم. "راحت" یک صفت است.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

Comfortable shoes like trainers are preferable.

کفش‌های راحت مانند کفش‌های ورزشی ترجیح داده می‌شوند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

Or " You comfortable? " . Instead of " Are you comfortable? "

یا " شما راحت هستید؟ ". به جای " آیا شما راحت هستید؟"

منبع: Jennifer American English Pronunciation and Intonation Class

The environment is carefully balanced to keep the astronauts comfortable.

محیط به دقت متعادل شده است تا فضانوردان احساس راحتی کنند.

منبع: Blue Planet

Here's a ticket, enough money to keep you comfortable.

این یک بلیط است، پول کافی برای اینکه شما را راحت نگه دارد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

We weren't well off but we were comfortable.

ما وضعیت خوبی نداشتیم اما احساس راحتی می‌کردیم.

منبع: BBC Listening Collection November 2017

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید