commandeered

[ایالات متحده]/ˌkɒm.ənˈdɪəd/
[بریتانیا]/ˌkɑː.mənˈdɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تصرف درآوردن چیزی، اغلب به منظور نظامی; به غصب یا کنترل چیزی درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

commandeered vehicle

وسیله نقلیه تصرف شده

commandeered ship

کشتی تصرف شده

commandeered resources

منابع تصرف شده

commandeered aircraft

هواپیمای تصرف شده

commandeered building

ساختمان تصرف شده

commandeered supplies

تدارکات تصرف شده

commandeered equipment

تجهیزات تصرف شده

commandeered territory

سرزمین تصرف شده

commandeered assets

دارایی‌های تصرف شده

commandeered funds

بودجه تصرف شده

جملات نمونه

the soldiers commandeered the abandoned vehicle.

سربازان وسیله نقلیه رها شده را مصادره کردند.

the director commandeered the entire floor for filming.

مدیر کل طبقه را برای فیلمبرداری مصادره کرد.

during the emergency, the police commandeered private boats.

در طول شرایط اضطراری، پلیس قایق‌های خصوصی را مصادره کرد.

the general commandeered supplies from nearby towns.

ژنرال تدارکات را از شهرهای نزدیک مصادره کرد.

they commandeered the radio station to broadcast news.

آنها ایستگاه رادیویی را برای پخش اخبار مصادره کردند.

the crew commandeered a helicopter for the rescue mission.

گروه هلیکوپتر را برای مأموریت نجات مصادره کرد.

in the movie, the hero commandeered a motorcycle.

در فیلم، قهرمان یک موتورسیکلت مصادره کرد.

the government temporarily commandeered the hotel for refugees.

دولت به طور موقت هتل را برای آوارگان مصادره کرد.

they had to commandeer a taxi to get to the hospital.

آنها مجبور شدند برای رسیدن به بیمارستان یک تاکسی مصادره کنند.

the army commandeered civilian vehicles during the operation.

ارتش در طول عملیات وسایل نقلیه غیرنظامی را مصادره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید