commandeered vehicle
وسیله نقلیه تصرف شده
commandeered ship
کشتی تصرف شده
commandeered resources
منابع تصرف شده
commandeered aircraft
هواپیمای تصرف شده
commandeered building
ساختمان تصرف شده
commandeered supplies
تدارکات تصرف شده
commandeered equipment
تجهیزات تصرف شده
commandeered territory
سرزمین تصرف شده
commandeered assets
داراییهای تصرف شده
commandeered funds
بودجه تصرف شده
the soldiers commandeered the abandoned vehicle.
سربازان وسیله نقلیه رها شده را مصادره کردند.
the director commandeered the entire floor for filming.
مدیر کل طبقه را برای فیلمبرداری مصادره کرد.
during the emergency, the police commandeered private boats.
در طول شرایط اضطراری، پلیس قایقهای خصوصی را مصادره کرد.
the general commandeered supplies from nearby towns.
ژنرال تدارکات را از شهرهای نزدیک مصادره کرد.
they commandeered the radio station to broadcast news.
آنها ایستگاه رادیویی را برای پخش اخبار مصادره کردند.
the crew commandeered a helicopter for the rescue mission.
گروه هلیکوپتر را برای مأموریت نجات مصادره کرد.
in the movie, the hero commandeered a motorcycle.
در فیلم، قهرمان یک موتورسیکلت مصادره کرد.
the government temporarily commandeered the hotel for refugees.
دولت به طور موقت هتل را برای آوارگان مصادره کرد.
they had to commandeer a taxi to get to the hospital.
آنها مجبور شدند برای رسیدن به بیمارستان یک تاکسی مصادره کنند.
the army commandeered civilian vehicles during the operation.
ارتش در طول عملیات وسایل نقلیه غیرنظامی را مصادره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید