assets seized
داراییهای مصادره شده
seized control
کنترل را به دست گرفت
seized the opportunity
از فرصت استفاده کرد
seized power
قدرت را به دست گرفت
be seized with a panic
با وحشت دستپاچه شدن
They seized an opportunity.
آنها از فرصتی استفاده کردند.
he was seized with an impotent anger.
او با خشم ناتواندست مواجه شد.
the judge was fully seized of the point.
قاضی به طور کامل از این نکته آگاه بود.
The policeman seized a criminal suspect.
پلیس مظنون جنایی را دستگیر کرد.
be seized with nausea
با تهوع دستپاچه شدن
The policeman seized the thief.
پلیس دزد را دستگیر کرد.
The child was seized with an illness.
کودک دچار بیماری شد.
The man was seized with panic.
مرد دچار وحشت شد.
seized the money and ran.
پول را گرفتند و فرار کردند.
The army seized the fort.
ارتش قلعه را تصرف کرد.
He was seized with pain.
او دچار درد شد.
He seized me by the arm.
او دستم را گرفت.
The car seized up yesterday.
دیروز ماشین از کار افتاد.
An attack of paralysis seized him.
حمله ای از فلج او را در بر گرفت.
Emmie seized the hearthrug and began to beat at the flames.
امی به فرش بافت دست انداخت و شروع به زدن به شعلهها کرد.
she seized hold of the door handle.
او دستگیره در را گرفت.
army rebels seized an air force base.
شورشیان ارتش یک پایگاه هوایی را تصرف کردند.
the current President seized power in a coup.
رئیس جمهور فعلی با کودتا قدرت را به دست گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید