returned

[ایالات متحده]/rɪ'tɝnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برگشتن یا رفتن به عقب; برگشتن یا ارسال شده به عقب; adj. بازگشت به کشور خود.

عبارات و ترکیب‌ها

returned home

بازگشت به خانه

returned to sender

بازگشت به فرستنده

returned overseas chinese

چینی‌های بازگشته از خارج از کشور

returned goods

کالا برگشتی

جملات نمونه

I returned at daylight.

من در زمان روز بازگشتم.

the team returned in high spirits.

تیم با روحیه بالا بازگشت.

75069 returned light engine.

75069 موتور روشنایی بازگشتی.

returned the slight in kind.

سستی را به همان شکل پاسخ داد.

she returned in the small hours.

او در ساعات اولیه شب بازگشت.

they returned safe and sound.

آنها سالم و صحیح بازگشتند.

The children returned on their own accord.

کودکان با میل خود بازگشتند.

he thereupon returned to Moscow.

او سپس به مسکو بازگشت.

the jury returned a verdict of not guilty.

هیئت منصفه رأی گناهکار نبودن را اعلام کرد.

The property returned to the original owner.

مالیت به صاحب اصلی بازگشت.

The echo was returned by the canyon wall.

پژواك توسط ديوار دره بازگردانده شد.

The dean returned in the late afternoon.

معاون در اواخر بعد از ظهر بازگشت.

We returned by the alternative road.

ما از جاده جایگزین بازگشتیم.

returned to school with a determination to finish.

با عزمی راسخ برای اتمام به مدرسه بازگشت.

I returned this day month.

من این روز ماه بازگشتم.

forasmuch as the tree returned to life, so too could Arthur be returned to her.

به شرطی که درخت به زندگی بازگشت، آرثر هم می توانست به او بازگردد.

The lady returned from Boston Monday week.

خانم هفته گذشته از بوستون بازگشت.

The lady returned from Boston Wednesday week.

خانم هفته گذشته از بوستون بازگشت.

forsook Hollywood and returned to the legitimate stage.

هالیوود را رها کرد و به صحنه مشروع بازگشت.

نمونه‌های واقعی

She, by contrast, has no desire to return.

او برعکس، هیچ تمایلی به بازگشت ندارد.

منبع: The Economist (Summary)

These books must be returned in a month.

این کتاب‌ها باید ظرف یک ماه بازگردانده شوند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Leach approached me as I returned aft.

لیچ به من نزدیک شد همانطور که من بازگشتم.

منبع: Sea Wolf (Volume 1)

Could you tell me when it is returned?

می‌توانید به من بگویید چه زمانی بازگردانده می‌شود؟

منبع: Fluent American spoken language

It would be the world's first unmanned sample return.

این اولین بازگشت نمونه بدون سرنشین در جهان خواهد بود.

منبع: CRI Online December 2020 Collection

The next day Edward returned to Windsor Castle.

روز بعد، ادوارد به قلعه ویندزور بازگشت.

منبع: A Simplified Version of "A King's Love Story"

But each time he had returned to Paris.

اما هر بار او به پاریس بازگشته بود.

منبع: BBC documentary "Civilization"

The two men had just returned from Syria.

این دو مرد به تازگی از سوریه بازگشته بودند.

منبع: NPR News January 2015 Compilation

Even as hordes of less employable expatriates return, the brightest remain abroad.

حتی با وجود اینکه دسته‌هایی از مهاجران کمتر قابل استخدام باز می‌گردند، باهوش‌ترین‌ها در خارج از کشور باقی می‌مانند.

منبع: The Economist - China

Yes. I promised to help them figure out their tax returns.

بله. قول دادم به آنها کمک کنم مالیات خود را محاسبه کنند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید