commodify culture
تجاریسازی فرهنگ
commodify art
تجاریسازی هنر
commodify nature
تجاریسازی طبیعت
commodify education
تجاریسازی آموزش
commodify labor
تجاریسازی نیروی کار
commodify services
تجاریسازی خدمات
commodify resources
تجاریسازی منابع
commodify experience
تجاریسازی تجربه
commodify relationships
تجاریسازی روابط
commodify information
تجاریسازی اطلاعات
some companies commodify their products to increase profits.
برخی از شرکتها محصولات خود را به منظور افزایش سود، به کالایی تبدیل میکنند.
it's concerning how we commodify human experiences in modern society.
نگرانیآور است که چگونه تجربیات انسانی را در جامعه مدرن به کالایی تبدیل میکنیم.
artists often struggle when their work is commodified.
هنرمندان اغلب زمانی که آثارشان به کالایی تبدیل میشود، دچار مشکل میشوند.
we should not commodify education as it affects its quality.
نباید آموزش را به کالایی تبدیل کنیم زیرا بر کیفیت آن تأثیر میگذارد.
many believe that to commodify culture is to lose its essence.
بسیاری معتقدند که به کالایی تبدیل کردن فرهنگ به معنای از دست دادن جوهره آن است.
they aim to commodify their services to reach a wider audience.
آنها قصد دارند خدمات خود را به کالایی تبدیل کنند تا به مخاطبان گستردهتری دست یابند.
in the tech industry, companies often commodify data for profit.
در صنعت فناوری، شرکتها اغلب دادهها را به منظور کسب سود، به کالایی تبدیل میکنند.
some critics argue that we commodify nature through tourism.
برخی از منتقدان استدلال میکنند که ما طبیعت را از طریق گردشگری به کالایی تبدیل میکنیم.
commodifying health care can lead to inequities in access.
به کالایی تبدیل کردن مراقبتهای بهداشتی میتواند منجر به نابرابری در دسترسی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید