sell out
فروختن
sell online
فروش آنلاین
sell in bulk
فروش عمده
sell oneself
فروش خود
sell well
به خوبی بفروشد
sell for
به فروش رساندن به
sell at
به قیمت
sell off
فروش داراییها
offer to sell
پیشنهاد برای فروش
sell yourself
خودتان را بفروشید
hard sell
فروش سخت
sell up
فروختن همه
soft sell
فروش ملایم
sell on credit
به فروش رساندن به صورت اعتباری
They sell it by the pound.
آنها آن را به وزن بفروشند.
The gig is a sell-out.
اجرا کاملاً فروش رفته است.
sell at a fancy price
فروش با قیمت بالا
a licence to sell spirits
گواهی فروش مشروبات الکلی
sell sth. at a profit
آن را با سود بفروشید.
sell sth. at a sacrifice
آن را با فداکاری بفروشید.
sell sth. at a bargain
آن را با قیمت مناسب بفروشید.
to sell the homestead
برای فروش خانه مزرعه
They sell new and secondhand computers.
آنها کامپیوترهای جدید و دست دوم میفروشند.
the game is sure to be a sell-out.
مطمئناً بازی به سرعت تمام خواهد شد.
The shop sells games.
فروشگاه بازی میفروشد.
an exclusive right to sell sth.
حق انحصاری برای فروش چیزی
sell sth. at a low figure
آن را با قیمت پایین بفروشید.
sell an idea to the public
ایده را به مردم بفروشید.
panic selling of securities.
فروش وحشتزده اوراق بهادار
The partners sell textiles.
همکاران منسوجات میفروشند.
sell one's soul to the devil.
روح خود را به شیطان بفروشید.
an item that sells well.
یک محصولی که خوب فروش میرود.
Girl be selling sunshine. Girl be selling sunshine. Looking so fine.
دختر در حال فروش خورشید است. دختر در حال فروش خورشید است. خیلی خوب به نظر می رسد.
منبع: We Bare BearsHow much are you selling it for?
آن را با چه قیمتی می فروشی؟
منبع: Everyday English Situational SpeakingA jerrican's worth sells for about $8.
یک گالن با قیمت حدود 8 دلار به فروش می رسد.
منبع: This month VOA Special EnglishFrom selling transportation to selling a vacation.
از فروش حمل و نقل تا فروش یک تعطیلات.
منبع: Vox opinionWhat kinds of supplies do you sell?
شما چه نوع وسایلی می فروشید؟
منبع: Airborne English: Everyone speaks English.Sadly, his tickets had just sold out.
متاسفانه بلیط های او تمام شده بودند.
منبع: Before I Met You SelectedBanks are not startups selling a growth story.
بانک ها کسب و کارهایی نیستند که داستان رشد را می فروشند.
منبع: The Economist (Summary)Every president sells an image -- patriot, dealmaker, groundbreaker.
هر رئیس جمهور تصویری را می فروشد - میهن پرست، واسطه، پیشگام.
منبع: CNN 10 Student English of the Month" Our inventory has been sold out through July."
" موجودی ما تا مرداد ماه به طور کامل به فروش رسیده است."
منبع: VOA Special English: WorldMillions of copies are still sold every year.
هنوز هم میلیون ها نسخه در سال به فروش می رسد.
منبع: World Holidaysلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید