humanize

[ایالات متحده]/'hjuːmənaɪz/
[بریتانیا]/'hjʊmə'naɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی:
vt. آموزش دادن؛ انسانی کردن؛ انسانی شدن
vi. انسانی شدن؛ متمدن شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

humanizing technology

فناوری انسانی‌ساز

humanize the brand

برند را انسانی کنید

جملات نمونه

his purpose was to humanize prison conditions.

هدف او انسانی‌سازی شرایط زندگى بود.

humanized the puppets with great skill.

او عروسک‌ها را با مهارت زیاد انسانی‌سازی کرد.

acts of courtesy that humanize life in a big city.

رفتارهای مؤدبانه که زندگی را در یک شهر بزرگ انسانی‌تر می‌کند.

Alemtuzumab, a humanized anti-CD52 antibody, has shown promise in tolerogenic induction protocols, requiring minimal maintenance immunosuppression.

آلمتوزوماب، یک آنتی‌بادی ضد CD52 انسانی‌شده، پتانسیل امیدوارکننده‌ای در پروتکل‌های القای تحمل‌زا نشان داده است و نیاز به سرکوب ایمنی کمکی دارد.

Therapeutic mAbs has developed from reshaping antibody and humanized antibody to fully human antibody in order to lower supersensitivity resulting from mouse antibody.

آنتی‌بادی‌های درمانی mAbs از بازسازی آنتی‌بادی و آنتی‌بادی انسانی تا آنتی‌بادی کاملاً انسانی برای کاهش حساسیت بیش از حد ناشی از آنتی‌بادی موش، تکامل یافته‌اند.

It is important to humanize the workplace environment.

مهم است که محیط کار را انسانی‌سازی کنیم.

She aims to humanize the healthcare system.

او قصد دارد سیستم مراقبت‌های بهداشتی را انسانی‌سازی کند.

The teacher tried to humanize the history lesson by sharing personal stories.

معلم سعی کرد درس تاریخ را با به اشتراک گذاشتن داستان‌های شخصی انسانی‌سازی کند.

The company's new policy seeks to humanize customer service.

سیاست جدید شرکت به دنبال انسانی‌سازی خدمات مشتری است.

The artist's goal is to humanize technology through her artwork.

هدف هنرمند انسانی‌سازی فناوری از طریق آثار هنری اوست.

The novel humanizes the struggles of the characters, making them relatable.

رمان با انسانی‌سازی تلاش‌های شخصیت‌ها، آن‌ها را قابل ارتباط می‌کند.

The documentary aims to humanize the experiences of refugees.

فیلم مستند قصد دارد تجربیات پناهندگان را انسانی‌سازی کند.

The organization works to humanize the treatment of animals in captivity.

سازمان برای انسانی‌سازی نحوه برخورد با حیوانات در اسارت تلاش می‌کند.

The campaign seeks to humanize the issue of homelessness.

کمپین به دنبال انسانی‌سازی مسئله بی‌خانمانی است.

The goal is to humanize the criminal justice system and focus on rehabilitation.

هدف انسانی‌سازی سیستم عدالت کیفری و تمرکز بر توان‌بخشی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید