comparison

[ایالات متحده]/kəmˈpærɪsn/
[بریتانیا]/kəmˈpærɪsn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌ها بین دو یا چند چیز به منظور رسیدن به نتیجه

عبارات و ترکیب‌ها

draw a comparison

مقایسه کردن

comparison chart

نمودار مقایسه

comparison with

مقایسه با

in comparison

در مقایسه

in comparison with

در مقایسه با

by comparison

به طور مقایسه ای

comparison method

روش مقایسه

make a comparison

مقایسه کردن

comparison test

آزمون مقایسه

comparison theorem

قضیه مقایسه

beyond comparison

فراتر از مقایسه

comparison table

جدول مقایسه

comparison shopping

خرید مقایسه ای

paired comparison

مقایسه جفت

جملات نمونه

comparison between the original and the reconstruction.

مقایسه بین اصل و بازسازی.

no comparison between the two books.

هیچ مقایسه‌ای بین دو کتاب وجود ندارد.

perhaps the best comparison is that of seasickness.

شاید بهترین مقایسه، حالت تهوع دریا باشد.

My garden doesn't stand comparison with his.

باغ من قابل مقایسه با باغ او نیست.

By comparison with London, Paris is small.

در مقایسه با لندن، پاریس کوچک است.

They make a comparison of New York to a beehive.

آنها مقایسه‌ای بین نیویورک و کندو انجام می‌دهند.

domestic interlocal comparison and international comparison of China’s trade dependence degree by comparative analysis;

مقایسه داخلی بین‌شهری و مقایسه بین‌المللی درجه وابستگی تجاری چین از طریق تحلیل مقایسه‌ای;

America's banks look Lilliputian in comparison with Japan's.

بانک‌های آمریکا در مقایسه با بانک‌های ژاپن کوچک به نظر می‌رسند.

they drew a comparison between Gandhi's teaching and that of other teachers.

آنها مقایسه‌ای بین آموزش گاندی و آموزش سایر معلمان کشیدند.

the comparisons are emotive rather than analytic.

مقایسه‌ها بیشتر احساسی هستند تا تحلیلی.

we forgo any comparison between the two men.

ما از انجام هرگونه مقایسه بین دو مرد چشم پوشی می‌کنیم.

a comparison is invalid if we are not comparing like with like.

اگر مقایسه نکنیم موارد مشابه با مشابه، مقایسه نامعتبر است.

By comparison, expenditure on education increased last year.

در مقایسه، هزینه‌های آموزش در سال گذشته افزایش یافته است.

The second half of the game was dull by comparison with the first.

نیمه دوم بازی در مقایسه با نیمه اول کسل کننده بود.

He came off well by comparison with the others.

در مقایسه با دیگران، او خوب بود.

white-collar crime increased both absolutely and in comparison with other categories.

جرایم یقه‌ سفید هم به طور مطلق و هم در مقایسه با سایر دسته‌ها افزایش یافته است.

نمونه‌های واقعی

Now that's not really an apt comparison.

این واقعاً مقایسه‌ای مناسب نیست.

منبع: Obama's speech

This quirk allows some useful comparisons.

این ویژگی به برخی مقایسه‌های مفید امکان می‌دهد.

منبع: The Economist (Summary)

So this is a comparison of no foundation vs. foundation.

بنابراین این مقایسه‌ای از عدم وجود مبنا در مقابل مبنا است.

منبع: The power of makeup

We can make a comparison to painting.

ما می‌توانیم مقایسه‌ای با نقاشی انجام دهیم.

منبع: Sophie's World (Original Version)

The ouster of diplomats ofers another instructive comparison.

خروج دیپلمات‌ها، مقایسه‌ای آموزنده دیگر را ارائه می‌دهد.

منبع: Time

There is no comparison to what I did.

هیچ مقایسه‌ای با کاری که انجام دادم وجود ندارد.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Besides wearing uniform will avoid the comparison among students about clothes.

علاوه بر این، پوشیدن لباس فرم از مقایسه‌ی دانش‌آموزان در مورد لباس جلوگیری می‌کند.

منبع: New TOEFL Speaking Golden 80 Questions

[Ben] And that's the comparison with mine.

[بن] و این مقایسه‌ای با من است.

منبع: Gourmet Base

Not sure the Benedictines would dig the comparison.

مطمئن نیستم راهبان بندیکتین از این مقایسه خوششان بیاید.

منبع: Billions Season 1

In psychology, this is known as downward social comparisons.

در روانشناسی، به این مقایسه‌های اجتماعی نزولی می‌گویند.

منبع: Psychology Mini Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید