concluding

[ایالات متحده]/kənˈklu:dɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈkludɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پایان ؛ خلاصه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

To conclude

نتیجه گیری

concluding remarks

اظهارات پایانی

جملات نمونه

The concluding remarks of the speech left a lasting impression on the audience.

اظهارات پایانی سخنرانی تأثیر ماندگاری بر مخاطبان گذاشت.

She is in the process of concluding a major business deal.

او در حال نهایی کردن یک قرارداد تجاری بزرگ است.

The concluding chapter of the book tied up all the loose ends.

فصل پایانی کتاب تمام نکات درهم‌ریخته را جمع‌بندی کرد.

The concluding part of the research paper summarized the key findings.

قسمت پایانی مقاله تحقیقاتی یافته‌های کلیدی را خلاصه کرد.

We are concluding our investigation into the matter.

ما تحقیقات خود را در مورد این موضوع به پایان می رسانیم.

The concluding stages of the project are crucial for its success.

مراحل پایانی پروژه برای موفقیت آن بسیار مهم هستند.

The concluding paragraph of the essay summarized the main points.

بخش پایانی مقاله نکات اصلی را خلاصه کرد.

The concluding scene of the movie brought tears to many viewers.

صحنه پایانی فیلم باعث شد بسیاری از بینندگان اشک بریزند.

The concluding remarks of the meeting highlighted the need for further discussion.

اظهارات پایانی جلسه بر نیاز به بحث بیشتر تأکید کرد.

The concluding part of the event featured a special performance by a renowned artist.

قسمت پایانی رویداد شامل یک اجرای ویژه توسط یک هنرمند مشهور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید