closing

[ایالات متحده]/'kləʊzɪŋ/
[بریتانیا]/'klozɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال پایان؛ نزدیک به پایان؛ خاتمه‌دهنده
n. بخش پایانی
v. بستن؛ به پایان رساندن؛ خاتمه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

closing time

زمان بسته شدن

closing ceremony

مراسم اختتامیه

closing price

قیمت بسته شدن

in closing

در پایان

closing down

بسته شدن

closing date

تاریخ بسته شدن

closing up

بسته شدن

closing device

دستگاه بسته شدن

closing speed

سرعت بسته شدن

closing operation

عملیات بسته شدن

closing valve

شیر بسته شدن

closing quotation

نقل قول بسته شدن

closing machine

ماشین بسته شدن

closing force

نیروی بسته شدن

closing entries

ثبت ورودی ها

closing day

روز بسته شدن

closing speech

سخنرانی پایانی

جملات نمونه

the closing of a debate.

بستن بحث

This factory is closing soon.

این کارخانه به زودی تعطیل خواهد شد.

The police are closing in on the criminals.

پلیس در حال نزدیک شدن به مجرمان است.

The enemy is closing in on the city.

دشمن در حال نزدیک شدن به شهر است.

the police were closing in on them.

پلیس در حال نزدیک شدن به آنها بود.

November was closing in.

نوامبر در حال نزدیک شدن بود.

Jean heard the thud of the closing door.

ژان صدای کوبیده شدن درب بسته را شنید.

journalizing of closing accounts

ثبت بستن حساب‌ها

Please oblige me by closing the door.

لطفاً دری را ببندید.

The ship was closing down on the harbor.

کشتی در حال نزدیک شدن به بندر بود.

The store is closing out on Saturday.

فروشگاه شنبه تعطیل خواهد شد.

We are closing up the house for the summer.

ما خانه را برای تابستان تعطیل می‌کنیم.

He is closing with that young man.

او با آن جوان ارتباط برقرار می‌کند.

Please oblige me by closing the window.

لطفاً پنجره را ببندید.

I was slowly closing on the runner ahead of me.

من به آرامی در حال نزدیک شدن به دویدنی بودم که از من جلوتر بود.

the electric bell began to buzz for closing time.

زنگ برق شروع به زنگ خوردن برای زمان تعطیلی کرد.

the closing credits finished rolling.

اعتبارها به پایان رسیدند.

نمونه‌های واقعی

" The big shop is now closing."

فروشگاه بزرگ اکنون در حال بسته شدن است.

منبع: Sarah and the little duckling

There were 7,000 store closings in 2017.

در سال 2017، 7000 باب بسته‌شدن مغازه وجود داشت.

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

The library will be closing in ten minutes.

کتابخانه ده دقیقه دیگر تعطیل خواهد شد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

" The big shop will be closing in five minutes."

فروشگاه بزرگ پنج دقیقه دیگر تعطیل خواهد شد.

منبع: Sarah and the little duckling

There are many reasons why churches are closing down.

دلایل زیادی وجود دارد که چرا کلیساها در حال تعطیل شدن هستند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

I got there right when the girl was closing up.

من درست زمانی آنجا رسیدم که آن دختر در حال بستن آن بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

The iron bars of a cage seemed to be closing in around me.

به نظر می‌رسید میله‌های آهنی یک قفس در حال نزدیک شدن به من هستند.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

He announced that he was closing his chocolate factory forever.

او اعلام کرد که کارخانه شکلات خود را برای همیشه تعطیل خواهد کرد.

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

More loud clicking, more rustling; the spiders seemed to be closing in.

کلیک‌های بلندتر، خش‌خش بیشتر؛ به نظر می‌رسید عنکبوت‌ها در حال نزدیک شدن هستند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

McDonald's has announced it's temporarily closing its restaurants in Russia.

مک‌دونالدز اعلام کرده است که به طور موقت رستوران‌های خود را در روسیه تعطیل خواهد کرد.

منبع: BBC Listening Collection March 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید