connotes

[ایالات متحده]/kəˈnəʊts/
[بریتانیا]/kəˈnoʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به معنای ضمنی یا پیشنهاد یک معنی اضافی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

love connotes

عشق دلالت بر

freedom connotes

آزادی دلالت بر

power connotes

قدرت دلالت بر

success connotes

موفقیت دلالت بر

fear connotes

ترس دلالت بر

trust connotes

اعتماد دلالت بر

wealth connotes

ثروت دلالت بر

beauty connotes

زیبایی دلالت بر

friendship connotes

دوستی دلالت بر

wisdom connotes

حکمت دلالت بر

جملات نمونه

the color red often connotes passion and excitement.

رنگ قرمز اغلب نشان‌دهنده اشتیاق و هیجان است.

in literature, a rose connotes love and beauty.

در ادبیات، یک گل سرخ نشان‌دهنده عشق و زیبایی است.

his smile connotes friendliness and warmth.

لبخند او نشان‌دهنده دوستی و صمیمیت است.

a stormy sky connotes impending trouble.

آسمان طوفانی نشان‌دهنده مشکلات قریب الوقوع است.

in many cultures, black connotes mourning and loss.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، سیاه نشان‌دهنده سوگواری و از دست دادن است.

a crown connotes power and authority.

تاج نشان‌دهنده قدرت و اقتدار است.

in art, blue often connotes tranquility and calmness.

در هنر، آبی اغلب نشان‌دهنده آرامش و آسایش است.

her tone connotes sarcasm and disbelief.

لحن او نشان‌دهنده طعنه و بی‌اعتمادی است.

the word "home" connotes safety and comfort.

کلمه "خانه" نشان‌دهنده ایمنی و راحتی است.

in fashion, certain patterns connotes elegance and sophistication.

در مد، الگوهای خاص نشان‌دهنده ظرافت و پیچیدگی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید