indicates

[ایالات متحده]/[ˈɪndɪkeɪts]/
[بریتانیا]/[ˈɪndɪkeɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن یا به اشاره کردن؛ نشانه‌ای بودن؛ پیشنهاد دادن یا نتیجه‌گیری کردن؛ تعیین یا بیان کردن
n. نشانه‌ای یا اشاره‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

indicates a problem

نشان‌دهنده مشکل

indicates time

نشان‌دهنده زمان

indicated clearly

به وضوح نشان داده شده

indicates progress

نشان‌دهنده پیشرفت

indicates value

نشان‌دهنده ارزش

indicated previously

قبلاً نشان داده شده

indicates direction

نشان‌دهنده جهت

indicates intent

نشان‌دهنده قصد

indicates success

نشان‌دهنده موفقیت

جملات نمونه

the red traffic light indicates a need to stop.

نور قرمز راهنمایی نشان‌دهنده نیاز به توقف است.

rising inflation indicates potential economic challenges.

افزایش تورم نشان‌دهنده چالش‌های اقتصادی بالقوه است.

her frequent smiles indicate she is happy.

لبخندهای مکرر او نشان می‌دهد که او خوشحال است.

the presence of smoke indicates a possible fire.

حضور دود نشان‌دهنده آتش‌سوزی احتمالی است.

a high fever often indicates an infection.

تب بالا اغلب نشان‌دهنده عفونت است.

the company's growth indicates a successful strategy.

رشد شرکت نشان‌دهنده یک استراتژی موفق است.

his silence indicates disagreement with the proposal.

سکوت او نشان‌دهنده مخالفت با پیشنهاد است.

the falling stock prices indicate a market downturn.

کاهش قیمت سهام نشان‌دهنده کاهش بازار است.

a sudden drop in temperature indicates winter is approaching.

کاهش ناگهانی دما نشان‌دهنده نزدیک شدن زمستان است.

the flashing light indicates a security system is active.

نور چشمک‌زن نشان‌دهنده فعال بودن سیستم امنیتی است.

increased sales indicate strong customer demand.

افزایش فروش نشان‌دهنده تقاضای قوی مشتریان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید