denotes

[ایالات متحده]/dɪˈnəʊts/
[بریتانیا]/dɪˈnoʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نماد چیزی بودن؛ نامیدن یا صدا زدن چیزی؛ نشان دادن یا اشاره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

denotes a variable

نشان‌دهنده یک متغیر

denotes a value

نشان‌دهنده یک مقدار

denotes a function

نشان‌دهنده یک تابع

denotes a concept

نشان‌دهنده یک مفهوم

denotes a relationship

نشان‌دهنده یک رابطه

denotes a category

نشان‌دهنده یک دسته

denotes a symbol

نشان‌دهنده یک نماد

denotes an object

نشان‌دهنده یک شیء

denotes an action

نشان‌دهنده یک عمل

denotes a process

نشان‌دهنده یک فرآیند

جملات نمونه

the term 'dog' denotes a domesticated canine animal.

اصطلاح 'سگ' به یک حیوان سگی اهلی اشاره دارد.

in mathematics, a symbol often denotes a specific value.

در ریاضیات، یک نماد اغلب به یک مقدار خاص اشاره دارد.

the color red often denotes danger or warning.

رنگ قرمز اغلب به خطر یا هشدار اشاره دارد.

in literature, a rose often denotes love and beauty.

در ادبیات، یک گل رز اغلب به عشق و زیبایی اشاره دارد.

the word 'home' denotes a place of comfort and safety.

کلمه 'خانه' به مکانی امن و راحت اشاره دارد.

in this context, 'freedom' denotes the absence of restrictions.

در این زمینه، 'آزادی' به معنای نبودن محدودیت ها است.

in biology, 'species' denotes a group of organisms.

در زیست شناسی، 'گونه' به گروهی از موجودات زنده اشاره دارد.

the abbreviation 'ceo' denotes chief executive officer.

مخفف 'ceo' به مدیرعامل اشاره دارد.

the symbol 'ω' denotes ohms, a unit of resistance.

نماد 'ω' به اهم، واحد مقاومت اشاره دارد.

the phrase 'to be on cloud nine' denotes extreme happiness.

عبارت 'to be on cloud nine' به معنای خوشحالی شدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید