contract

[ایالات متحده]/ˈkɒntrækt/
[بریتانیا]/ˈkɑːntrækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. عفونی شدن; توافق کردن; کوچکتر شدن
vt. عفونی کردن; توافق کردن; کوتاه کردن
n. یک توافق; یک پیشنهاد ازدواج

عبارات و ترکیب‌ها

legal contract

قرارداد قانونی

contract with

قرارداد با

contract in

قرارداد در

labor contract

قرارداد کار

contract management

مدیریت قرارداد

breach of contract

نقض قرارداد

sales contract

قرارداد فروش

insurance contract

قرارداد بیمه

contract price

قیمت قرارداد

construction contract

قرارداد ساختمانی

under the contract

تحت قرارداد

employment contract

قرارداد کار

purchase contract

قرارداد خرید

sign a contract

قرارداد امضا کنید

by contract

به موجب قرارداد

under contract

تحت قرارداد

psychological contract

قرارداد روانشناختی

contract terms

شرایط قرارداد

on contract

در مورد قرارداد

service contract

قرارداد خدمات

social contract

قرارداد اجتماعی

جملات نمونه

the contract was void.

قرارداد باطل بود.

an ironclad contract

قرارداد محکم

contract a trade agreement

قرارداد یک توافق تجاری

a contract that is up for renewal.

قراردادی که برای تمدید در نظر گرفته شده است.

contract for garbage collection.

قرارداد جمع‌آوری زباله.

Is this contract valid?

آیا این قرارداد معتبر است؟

to countersign a contract

برای امضای مجدد یک قرارداد

a contract between two parties.

قراردادی بین دو طرف.

contracts to cut timber.

قراردادها برای قطع درختان.

a contract awaiting signature.

قرادی که منتظر امضا است.

Metal contracts as it cools.

فلز در حین سرد شدن، قرارداد می بندد.

contract obligations; contract a serious illness.

الزامات قراردادی؛ قرارداد یک بیماری جدی.

The contract was declared null and void.

قرارداد باطل اعلام شد.

نمونه‌های واقعی

He was tricked into signing the contract.

او فریب خورد و مجبور به امضای قرارداد شد.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

My muscles had no power to contract.

ماهشت‌ها قدرت انقباض نداشتند.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Blood is only expelled from the heart when it contracts.

خون فقط زمانی از قلب خارج می‌شود که منقبض شود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Great, so are you going to sign a contract with them?

عالی، پس آیا قصد دارید با آنها قرارداد امضا کنید؟

منبع: Job Interview English Speaking Practice

They found that the clam first contracts its shell.

آنها متوجه شدند که صدف ابتدا پوسته خود را منقبض می‌کند.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation April 2014

In fact, over 75% of all cases of HIV are contracted from sexual intercourse.

در واقع، بیش از 75 درصد از موارد HIV از طریق مقاربت جنسی منتقل می‌شوند.

منبع: Osmosis - Microorganisms

Losing the DollarMart contract is the last straw.

از دست دادن قرارداد دلار مارت آخرین حربه است.

منبع: British Council Learning Tips

It comes down to how long the economy contracts.

همه اینها به این بستگی دارد که اقتصاد چه مدت منقبض شود.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Claire, you have to finish signing these contracts.

کلر، شما باید امضای این قراردادها را تمام کنید.

منبع: Modern Family - Season 08

So, all the other words in between somewhat get contracted.

بنابراین، سایر کلمات بین آنها تا حدودی کوتاه می‌شوند.

منبع: British English pronunciation teaching

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید