pact

[ایالات متحده]/pækt/
[بریتانیا]/pækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیمان; توافق; قرارداد; عهد.

عبارات و ترکیب‌ها

signed a pact

امضای پیمان

peace pact

پیمان صلح

trade pact

پیمان تجاری

warsaw pact

پیمان ورشو

جملات نمونه

a pact of peace and concord.

یک پیمان صلح و تفاهم

They made a pact not to tell anyone.

آنها پیمانی برای نگفتن به کسی امضا کردند.

a defence pact between Pakistan and France

یک پیمان دفاعی بین پاکستان و فرانسه

a defence pact between Pakistan and Gambia

یک پیمان دفاعی بین پاکستان و گامبیا

the pact called on the rival forces to pull back and allow a neutral force to take control.

توافقنامه‌ای وجود داشت که از نیروهای رقیب خواسته شد عقب‌نشینی کنند و اجازه دهند یک نیروی بی‌طرف کنترل را به دست بگیرد.

The signing in Moscow's Kremlin on the night of August 23-24 of the Nazi-Communist "NonAggression" Pact was a diplomatic demarche literally world-shattering.

امضای پیمان "عدم تهاجم" نازی-کمونیستی در کرملین مسکو در شب ۲۳-۲۴ آگوست، یک اقدام دیپلماتیک بود که به طور واقعی جهان را به لرزه درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید