accord

[ایالات متحده]/əˈkɔːd/
[بریتانیا]/əˈkɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافق، درک، معاهده
vt. دادن، اعطا کردن
vi. تطابق داشتن، در توافق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

in accordance with

مطابق با

according to

طبق

reach an accord

به توافق برسد

accord with

مطابقت با

in accord with

مطابق با

with one accord

با یک وحدت

accord development

توسعه توافق

honda accord

هوندا آکورد

جملات نمونه

in of accord with sb.

بر اساس نظر یا موافقت کسی

out of accord with sb.

مخالف نظر یا مخالف کسی بودن

act in accord with university policies.

طبق سیاست‌های دانشگاه عمل کنید.

according to all accounts

بر اساس همه گزارش‌ها

act according to circumstances

بر اساس شرایط عمل کنید.

according to one's conscience

بر اساس وجدان خود

According to report, they eloped.

بر اساس گزارش، آنها فرار کردند.

pay is according to quality

پرداخت بر اساس کیفیت است.

He was in complete accord with the verdict.

او به طور کامل با رأی موافق بود.

according to the international practice

بر اساس رویه بین‌المللی

the campaign was fought according to Rafferty's rules.

کمپین طبق قوانین رافرتی انجام شد.

the government and the rebels are in accord on one point.

دولت و شورشیان در یک مورد با هم موافق هستند.

cook the rice according to the instructions.

برنج را طبق دستورالعمل بپزید.

the classification of disease according to symptoms.

طبقه‌بندی بیماری‌ها بر اساس علائم.

perfect accord between town and gown.

هم‌عقیدگی کامل بین دانشگاهیان و شهروندان.

they are graded according to thickness.

آنها بر اساس ضخامت درجه‌بندی می‌شوند.

I accord you my blessing.

من برکت خود را به شما عطا می‌کنم.

judging people according to their merits.

قضاوت درباره مردم بر اساس شایستگی آنها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید