in accordance with
مطابق با
according to
طبق
reach an accord
به توافق برسد
accord with
مطابقت با
in accord with
مطابق با
with one accord
با یک وحدت
accord development
توسعه توافق
honda accord
هوندا آکورد
in of accord with sb.
بر اساس نظر یا موافقت کسی
out of accord with sb.
مخالف نظر یا مخالف کسی بودن
act in accord with university policies.
طبق سیاستهای دانشگاه عمل کنید.
according to all accounts
بر اساس همه گزارشها
act according to circumstances
بر اساس شرایط عمل کنید.
according to one's conscience
بر اساس وجدان خود
According to report, they eloped.
بر اساس گزارش، آنها فرار کردند.
pay is according to quality
پرداخت بر اساس کیفیت است.
He was in complete accord with the verdict.
او به طور کامل با رأی موافق بود.
according to the international practice
بر اساس رویه بینالمللی
the campaign was fought according to Rafferty's rules.
کمپین طبق قوانین رافرتی انجام شد.
the government and the rebels are in accord on one point.
دولت و شورشیان در یک مورد با هم موافق هستند.
cook the rice according to the instructions.
برنج را طبق دستورالعمل بپزید.
the classification of disease according to symptoms.
طبقهبندی بیماریها بر اساس علائم.
perfect accord between town and gown.
همعقیدگی کامل بین دانشگاهیان و شهروندان.
they are graded according to thickness.
آنها بر اساس ضخامت درجهبندی میشوند.
I accord you my blessing.
من برکت خود را به شما عطا میکنم.
judging people according to their merits.
قضاوت درباره مردم بر اساس شایستگی آنها.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید