converted

[ایالات متحده]/kən'vɝtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تغییر یافته در ایمان یا اصلاح شده.

عبارات و ترکیب‌ها

converted file

فایل تبدیل شده

converted wave

موج تبدیل شده

جملات نمونه

at sixteen he converted to Catholicism.

در شانزده سالگی به کاتولیک مذهب گشت.

He converted the attic into a bedroom and put in a skylight.

او اتاق زیر شیروانی را به اتاق خواب تبدیل کرد و یک دریچه سقفی نصب کرد.

a diesel engine converted to burn natural gas.

یک موتور دیزل که به سوزاندن گاز طبیعی تبدیل شده است.

the room had been converted for the nonce into a nursery.

اتاق به طور موقت به یک اتاق کودک تبدیل شده بود.

John has converted to Buddhism.

جان به بودیسم گرویده است.

We converted boxes into furniture.

ما جعبه ها را به مبلمان تبدیل کردیم.

That building has been converted into a school.

آن ساختمان به یک مدرسه تبدیل شده است.

All the bank money was converted into cash.

همه پول بانک به وجه نقد تبدیل شد.

Many people willingly converted to Buddhism.

بسیاری از مردم به طور داوطلبانه به بودیسم گرویدند.

he was converted in his later years to the socialist cause.

او در سال های بعد به جنبش سوسیالیستی گروید.

the company converted a disused cinema to house twelve machinists.

شرکت یک سینمای متروکه را به منظور اسکان دوازده مکانیک تبدیل کرد.

the original shallow depressions were slowly converted to creeks.

فرورفتگی های کم عمق اصلی به آرامی به نهرها تبدیل شدند.

converted fishing boats with fancy new names.

کشتی های ماهیگیری تبدیل شده با نام های جدید و زیبا.

they converted a disused cinema to house twelve employees.

آنها یک سینمای متروکه را به منظور اسکان دوازده کارمند تبدیل کردند.

capable of being converted into assimilable condition in the alimentary canal.

قادر بر تبدیل شدن به حالت قابل جذب در کانال گوارشی.

a sitting room that had been converted to a bedroom on my behoof.

یک اتاق نشیمن که به درخواست من به یک اتاق خواب تبدیل شده بود.

نمونه‌های واقعی

Yeah, I'm, yeah, I'm preaching to the converted.

بله، من در حال موعظه به کسانی هستم که از قبل تبدیل شده اند.

منبع: Idol speaks English fluently.

I would say that they were converted.

من می گویم که آنها تبدیل شده اند.

منبع: BBC Listening Collection August 2014

Are you afraid you'll be converted while you're not looking?

آیا می ترسید در حالی که نگاه نمی کنید تبدیل شوید؟

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

The streets around will be converted into ceremonial spaces.

خیابان های اطراف به فضاهای تشریفاتی تبدیل خواهند شد.

منبع: The Guardian (Article Version)

Many closed Church buildings are converted to other uses.

بسیاری از ساختمان های کلیسای بسته به مقاصد دیگر تبدیل می شوند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

Less than 1% of apartments nationwide are converted from commercial properties.

کمتر از 1 درصد از آپارتمان ها در سراسر کشور از املاک تجاری تبدیل می شوند.

منبع: CNN 10 Student English August 2023 Compilation

By being regenerated, you have been converted to be another person.

با بازسازی، شما به شخص دیگری تبدیل شده اید.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

Protoporphyrinogen IX is converted to protoporphyrin IX by protoporphyrinogen oxidase.

پروتوپورفیرینوژن IX توسط پروپتوپورفیرینوژن اکسیداز به پروپتوپورفین IX تبدیل می شود.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

It was a warehouse that was to be converted in luxury apartments.

این یک انبار بود که قرار بود به آپارتمان های لوکس تبدیل شود.

منبع: NPR News July 2021 Compilation

Some Buddhists celebrate Diwali as the day when Emperor Ashoka converted to Buddhism.

برخی از بوداییان دیوالی را به عنوان روزی که امپراتور آشکا به بودیسم تبدیل شد جشن می گیرند.

منبع: Encyclopædia Britannica

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید