changed my mind
تغییر عقیده کردم
things changed
چیزها تغییر کردند
changed drastically
به طور چشمگیری تغییر کرد
changed forever
به طور دائم تغییر کرد
changed the rules
قوانین را تغییر دادم
changed significantly
به طور قابل توجهی تغییر کرد
changed position
موقعیت تغییر داد
changed opinion
نظر خود را تغییر دادم
changed clothes
لباس عوض کردم
the weather changed dramatically overnight.
هوا به طور چشمگیری در طول شب تغییر کرد.
my opinion on the matter hasn't changed.
نظر من در مورد این موضوع تغییر نکرده است.
the company changed its policy last year.
شرکت سال گذشته سیاست خود را تغییر داد.
he changed his mind at the last minute.
او در آخرین لحظه نظرش را تغییر داد.
the world has changed so much in recent years.
جهان در سالهای اخیر بسیار تغییر کرده است.
she changed the channel on the television.
او کانال تلویزیون را عوض کرد.
the price of gas has changed significantly.
قیمت بنزین به طور قابل توجهی تغییر کرده است.
he changed the baby's diaper.
او پوشک بچه را عوض کرد.
the recipe called for me to change the flour.
دستور غذا از من خواست آرد را عوض کنم.
the economy changed after the pandemic.
اقتصاد پس از همهگیری تغییر کرد.
the software changed its interface.
نرم افزار رابط کاربری خود را تغییر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید