modified

[ایالات متحده]/'mɔdifaid/
[بریتانیا]/ˈmɑdəˌfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بهبود یافته; تقویت شده
v. تغییر دادن; کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

genetically modified

اصلاح شده به صورت ژنتیکی

modified starch

نشاسته اصلاح شده

modified asphalt

آسفالت اصلاح شده

modified form

فرم اصلاح شده

modified gear

چرخ دنده اصلاح شده

modified wood

چوب اصلاح شده

جملات نمونه

the body form is modified to assist in flotation.

فرم بدن به گونه ای تغییر می کند که به شناور ماندن کمک کند.

the target noun is modified by a ‘direction’ word.

حرف جهت، اسم مورد نظر را تعدیل می‌کند.

The equipment may be modified to produce VCD sets.

تجهیزات ممکن است برای تولید مجموعه‌های VCD تغییر کند.

The industrial revolution modified the whole structure of English society.

انقلاب صنعتی کل ساختار جامعه انگلیسی را تغییر داد.

Emulsification mechine adopt modified emulsification machine which can manufacture modified emulsin asphalt and Emulsion asphalt.

دستگاه امولسیفاسیون از ماشین امولسیفاسیون اصلاح شده استفاده می کند که می تواند آسفالت امولسیونی اصلاح شده و آسفالت امولسیونی تولید کند.

Primary modified process of natural clinoptilolite was introduced, with focus on application of both natural and modified clinoptilolite in wastewater treatment.

فرآیند اصلاح شده اولیه طبیعی کلینوتیلولیت معرفی شد، با تمرکز بر کاربرد هم کلینوتیلولیت طبیعی و هم اصلاح شده در تصفیه فاضلاب.

The original text has been modified so radically that it is barely recognizable.

متن اصلی به طور اساسی تغییر کرده است که به سختی قابل تشخیص است.

Main Compositions: lactic-peppermint, lavendar essence, witch hazel, modified allantois.

ترکیبات اصلی: نعناع لاکتیک، عصاره لوندان، ویکس هیزل، آلانتوئیس اصلاح شده.

A kind of flexible glass capillary wool degras column modified by silicon film was researched.

نوعی ستون دگراس پشم مویرگی شیشه‌ای انعطاف‌پذیر که با لایه سیلیکونی اصلاح شده بود، مورد تحقیق قرار گرفت.

ring net A modified lampara net with purse rings operated by two vessels.

تور حلقوی، یک تور لامپارا اصلاح شده با حلقه‌های پولک که توسط دو کشتی اداره می‌شود.

A method of representing data in magnetizable surface storage; for example,"modified frequency modulation".

روش نمایش داده‌ها در حافظه سطحی مغناطیسی؛ به عنوان مثال، "تغییرات فرکانسی".

Modified subcostal incision is recommended as a best choice for huge adrenal mass.

برش زیردنده‌ای اصلاح‌شده به عنوان بهترین انتخاب برای توده‌ی بزرگ فوق‌کلیوی توصیه می‌شود.

The hydrogenation of terpineol to dihydroterpineol catalyzed by Raney Nickel modified by potassium borohydride was studied.

هیدروژناسیون ترپینول به دی‌هیدروترپینول کاتالیز شده توسط نیکل رانی اصلاح شده با بوروهیدرید پتاسیم مورد مطالعه قرار گرفت.

This text analyses the influence of corn stalk fiber and addition agent to modified fluorgypsum.

این متن به بررسی تأثیر الیاف ساقه ذرت و عامل افزودنی بر فلورجپسوم اصلاح شده می پردازد.

The heating system has recently been modified to make it more efficient.

سیستم گرمایش اخیراً به‌روزرسانی شده تا کارآمدتر شود.

To provide proof of grafting, modified hydrolysate was identified by indanthrone, the IR and amino acid composition analysis of hydrolysate and modified hydrolysate were studied.

برای ارائه مدرک پیوند، هیدرولیزات اصلاح شده با استفاده از ایندانترون شناسایی شد، تجزیه و تحلیل IR و ترکیب اسیدهای آمینه هیدرولیزات و هیدرولیزات اصلاح شده مورد مطالعه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید