crime

[ایالات متحده]/kraɪm/
[بریتانیا]/kraɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نادرست، جرم؛ شرارت
vt. متهم کردن به رفتار نادرست، متهم کردن به نقض قانون

عبارات و ترکیب‌ها

commit a crime

مرتكب جرم شدن

crime rate

نرخ جرم

organized crime

جنایت سازمان‌یافته

violent crime

جرایم خشونت‌آمیز

computer crime

جرایم رایانه ای

serious crime

جرایم جدی

economic crime

جرایم اقتصادی

subject of crime

موضوع جرم

minor crime

جرایم جزئی

commit crime

ارتکاب جرم

crime against humanity

جرایم علیه بشریت

constitute a crime

تشکیل جرم

war crime

جرایم جنگی

crime of corruption

جرایم فساد

intentional crime

جرایم عمدی

high crime

جرم بالا

capital crime

جرایم سنگین

cyber crime

جرایم سایبری

white-collar crime

جرایم یقه‌سفید

crime of passion

جرایم غریزه ای

جملات نمونه

Crime is on the increase.

جرایم در حال افزایش است.

a crime punishable by the gallows.

جنایتی که مستحق اعدام است.

the regional crime squad.

گروه ویژه مبارزه با جرایم منطقه ای.

fasten a crime on sb.

جنایت را به گردن کسی انداختن.

a contemptible crime

یک جرم پست.

the enormity of the crime

فاجعه‌بار بودن جرم.

a crime prevention scheme

طرح پیشگیری از جرم.

they blame youth crime on unemployment.

آنها جرم و جنایت جوانان را به بیکاری نسبت می‌دهند.

plead guilty (to a crime)

گناهکار بودن را قبول کرد (در جرم).

to fulminate against the crime wave

علیه موج جرم و جنایت فریاد زدن.

There is no proof that he was on the crime spot.

هیچ شاهدی وجود ندارد که او در محل جرم بوده است.

نمونه‌های واقعی

But that wasn't the only crime that Cohen committed.

اما این تنها جرمی نبود که کوهن مرتکب شد.

منبع: CNN 10 Student English December 2018 Collection

Obtaining 'protection money' is not a modern crime.

دریافتن 'پول محافظتی' یک جرم مدرن نیست.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

We have a recording of the defendant perpetrating this crime.

ما ضبطی از متهم در حال ارتکاب این جرم داریم.

منبع: The Good Wife Season 6

So we know that the person has committed a crime.

بنابراین می‌دانیم که آن شخص جرمی مرتکب شده است.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

Police prevent and detect crime while the courts punish crime.

پلیس از وقوع جرم جلوگیری و آن را کشف می‌کند در حالی که دادگاه‌ها جرم را مجازات می‌کنند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

Peeking in people's windows is still a crime.

نگاه کردن به پنجره‌های مردم هنوز هم یک جرم است.

منبع: American Horror Story Season 1

It's not technically a crime to scam a scammer!

از نظر فنی، فریب دادن یک فریبکار جرم نیست!

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Did you ever commit a serious crime?

آیا تا به حال مرتکب جرم جدی شده‌اید؟

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

Targeting cultural sites is a war crime.

هدف قرار دادن اماکن فرهنگی یک جنایت جنگی است.

منبع: VOA Daily Standard January 2020 Collection

It called the strike a war crime.

آن را به عنوان یک جنایت جنگی توصیف کرد.

منبع: BBC Listening January 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید