arrest

[ایالات متحده]/əˈrest/
[بریتانیا]/əˈrest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جلب کردن; دستگیر کردن; جلوگیری کردن
n. نگرانی; بازداشت

عبارات و ترکیب‌ها

make an arrest

دستگیری

arrest warrant

دستور بازداشت

arrested on suspicion

دستگیری به دلیل مشکوک بودن

under arrest

تحت بازداشت

cardiac arrest

ایست قلبی

under house arrest

تحت بازداشت خانگی

house arrest

بازداشت خانگی

respiratory arrest

دستگاه تنفسی متوقف شده

crack arrest

جلوگیری از ترک

sudden cardiac arrest

ایست قلبی ناگهانی

جملات نمونه

the arrest of a criminal suspect.

دستگیری یک مظنون جنایی

be arrested for shoplifting

برای سرقت از مغازه دستگیر شوند

he was arrested on Friday .

او روز جمعه دستگیر شد.

a suspect who did not arrest well.

مظنری که به خوبی دستگیری نکرد.

they were arrested for robbery and kidnap.

آنها به اتهام سرقت و آدم‌ربایی دستگیر شدند.

the police have arrested a suspect.

پلیس یک مظنون را دستگیر کرده است.

the arrest was a technical violation of the treaty.

دستگیری یک نقض فنی معاهده بود.

his arrest was videotaped.

دستگیری او فیلمبرداری شد.

He was arrested for speeding.

او به اتهام سرعت غیرمجاز دستگیر شد.

be arrested on the charge of mercenarism

به اتهام مزدور بودن دستگیر شوند

The tramp was arrested for vagrancy.

گدا به اتهام متکدی‌گری دستگیر شد.

arrest the bleeding of blood

جلوگیری از خونریزی

The policeman arrested the thief.

پلیس دزد را دستگیر کرد.

was arrested for disturbing the peace.

به اتهام برهم زدن صلح دستگیر شد.

Maulvi Omar was arrested on Monday.

مولوی عمر روز دوشنبه دستگیر شد.

The criminal was arrested yesterday.

جنایتکار دیروز دستگیر شد.

The police made three arrests yesterday.

پلیس دیروز سه دستگیری انجام داد.

Policemen have authority to arrest lawbreakers.

پلیس‌ها حق دستگیری قانون‌شکانان را دارند.

نمونه‌های واقعی

About a hundred people have been arrested.

حدود صد نفر دستگیر شده اند.

منبع: BBC Listening Compilation February 2021

Mugabe himself is under house arrest.

خود اوگابه در بازداشت خانگی است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

One suspect was also arrested in Brazil.

یک مظنون نیز در برزیل دستگیر شد.

منبع: VOA Daily Standard May 2023 Collection

And police could have arrested him later.

و پلیس ممکن بود بعداً او را دستگیر کند.

منبع: NPR News December 2021 Collection

So far, there have been no arrests.

تا کنون هیچ دستگیری انجام نشده است.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

I was lucky not to be arrested.

من خوش شانس بودم که دستگیر نشدم.

منبع: Films

It said eighteen Saudi nationals had been arrested.

گفته شد هجده تبعه سعودی دستگیر شده اند.

منبع: BBC Listening Collection October 2018

He stood there all bewildered, the glass globe held arrested in midair.

او در حالی که گیج بود، در هوا معلق مانده بود و کره شیشه ای را در دست داشت.

منبع: The Little Prince

Some women were even arrested when wearing them.

حتی برخی از زنان هنگام پوشیدن آنها دستگیر شدند.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Three days after the race, police arrested Biranchi.

سه روز پس از مسابقه، پلیس بیرانچی را دستگیر کرد.

منبع: Global Slow English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید