corroded

[ایالات متحده]/kə'rəʊdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شسته یا آسیب دیده توسط یک فرآیند شیمیایی؛ زنگ زده

عبارات و ترکیب‌ها

heavily corroded

شدیدا فرسوده

corroded metal

فلز فرسوده

severely corroded

به شدت فرسوده

corroded pipes

لوله های فرسوده

جملات نمونه

Jealousy corroded his character.

حسادت شخصیت او را فرسوده کرد.

Rust has corroded the steel rails.

زنگ زدگی ریل‌های فولادی را فرسوده کرده است.

The old pipes were corroded and needed to be replaced.

لوله های قدیمی فرسوده بودند و نیاز به تعویض داشتند.

The metal gate was heavily corroded by the salty sea air.

در فلزی به شدت در اثر هوای شور دریا فرسوده شده بود.

The statue's bronze surface was corroded over time, giving it a weathered look.

سطح برنزی مجسمه در طول زمان فرسوده شده بود و به آن ظاهری فرسوده می داد.

The car's battery terminals were corroded due to exposure to acid.

قطب های باتری خودرو به دلیل قرار گرفتن در معرض اسید فرسوده شده بودند.

The shipwreck's hull was corroded by years underwater.

بدنه کشتی غرق شده در اثر سال ها زیر آب فرسوده شده بود.

The corroded metal railing posed a safety hazard on the staircase.

نرده فلزی فرسوده در پله ها خطرناک بود.

The ancient coins were corroded but still held historical value.

سکه های باستانی فرسوده بودند اما هنوز هم ارزش تاریخی داشتند.

The corrosive chemicals in the lab corroded the metal containers.

مواد شیمیایی خورنده در آزمایشگاه ظروف فلزی را فرسوده کردند.

The corroded lock on the gate wouldn't budge no matter how hard we tried.

قفل فرسوده در دروازه به هیچ وجه باز نمی شد، مهم نبود چقدر تلاش کردیم.

The corroded pipes leaked water into the basement, causing damage.

لوله های فرسوده آب را به زیرزمین نشت دادند و خسارت وارد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید