rusty nails
میخ زنگ زده
rusty old car
ماشین قدیمی و زنگزدگی
rusty metal
فلز زنگ زده
rusty pipes
لوله های زنگ زده
a bit rusty on history
کمی در مورد تاریخ ضعف دارم
furbish up a rusty sword
یک شمشیر زنگزدگی را دوباره نو کنم
a train grinding along rusty rails.
یک قطار که در امتداد ریل های زنگ زده به آرامی حرکت می کند.
The soils have a rusty red tint.
خاکها حالهای قرمز رنگ مایل به زنگار دارند.
green grass turning a rusty brown.
چمن سبز که به قهوهای مایل به زنگار میچرخد.
the largest genus in th Agaricales; rusty-spored agarics having prominent cortinae (cobwebby partial veils).
بزرگترین جنس در Agaricales؛ قارچهای دارای هاویه زنگاری با پردههای جزئی برجسته (حجابهای عنکبوتی).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید