covered in snow
پوشیده شده در برف
covered in dirt
پوشیده شده در خاک
covered with
پوشیده شده با
be covered by
پوشیده شدن توسط
covered area
منطقه پوشیده شده
covered electrode
الکترود پوشیده شده
The stone stairway was covered with lichen.
پلههای سنگی با سرخک پوشیده شده بودند.
The underside of the rock was covered with seaweed.
زیر سطح سنگ با جلبک پوشیده شده بود.
he was covered in mud.
او در گل پوشیده شده بود.
she was covered in confusion.
او در سردرگمی غوطهور بود.
the barn floor was covered in straw.
کف تالار با کاه پوشیده شده بود.
a lawn covered in dog dirt.
چمنزار پوشیده از مدفوع سگ.
a window covered with plastic sheeting.
پنجره پوشیده شده با ورقههای پلاستیکی.
My coat is covered with mud.
کت من با گل پوشیده شده است.
be covered with chocolate sprinkles
با اسپری شکلات پوشانده شود.
The wall was covered with advertisements.
دیوار با تبلیغات پوشیده شده بود.
The road is all covered with snow.
جاده کاملاً با برف پوشیده شده است.
She was covered in insect bites.
او در گزش حشرات پوشیده شده بود.
a face covered with bristle
چهره پوشیده از پرز.
She covered the table with a cloth.
او میز را با پارچه پوشاند.
Dust covered the furniture.
غبار مبلمان را پوشاند.
The grass was covered with frost.
چمن با یخبندان پوشیده شده بود.
mountains covered in haze
کوه های پوشیده در مه.
chairs covered with needlework
صندلی های پوشیده با گلدوزی.
Snow covered the ground.
برف زمین را پوشاند.
The field is covered with snow.
زمین با برف پوشیده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید