covered

[ایالات متحده]/ˈkʌvəd/
[بریتانیا]/'kʌvɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با مقدار زیادی پوشش؛ (به ویژه) داشتن یک سقف.

عبارات و ترکیب‌ها

covered in snow

پوشیده شده در برف

covered in dirt

پوشیده شده در خاک

covered with

پوشیده شده با

be covered by

پوشیده شدن توسط

covered area

منطقه پوشیده شده

covered electrode

الکترود پوشیده شده

جملات نمونه

The stone stairway was covered with lichen.

پله‌های سنگی با سرخک پوشیده شده بودند.

The underside of the rock was covered with seaweed.

زیر سطح سنگ با جلبک پوشیده شده بود.

he was covered in mud.

او در گل پوشیده شده بود.

she was covered in confusion.

او در سردرگمی غوطه‌ور بود.

the barn floor was covered in straw.

کف تالار با کاه پوشیده شده بود.

a lawn covered in dog dirt.

چمنزار پوشیده از مدفوع سگ.

a window covered with plastic sheeting.

پنجره پوشیده شده با ورقه‌های پلاستیکی.

My coat is covered with mud.

کت من با گل پوشیده شده است.

be covered with chocolate sprinkles

با اسپری شکلات پوشانده شود.

The wall was covered with advertisements.

دیوار با تبلیغات پوشیده شده بود.

The road is all covered with snow.

جاده کاملاً با برف پوشیده شده است.

She was covered in insect bites.

او در گزش حشرات پوشیده شده بود.

a face covered with bristle

چهره پوشیده از پرز.

She covered the table with a cloth.

او میز را با پارچه پوشاند.

Dust covered the furniture.

غبار مبلمان را پوشاند.

The grass was covered with frost.

چمن با یخبندان پوشیده شده بود.

mountains covered in haze

کوه های پوشیده در مه.

chairs covered with needlework

صندلی های پوشیده با گلدوزی.

Snow covered the ground.

برف زمین را پوشاند.

The field is covered with snow.

زمین با برف پوشیده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید