wrapped

[ایالات متحده]/ræpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده در بسته بندی
v. پوشاندن; محصور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gift wrapped

بسته‌بندی شده با هدیه

wrapped around

دور پیچیده شده

fully wrapped

کاملاً پیچیده شده

wrapped up

جمع‌بندی شد

wrapped up in

پیچیده در

جملات نمونه

be wrapped in the night of ignorance

در آغوش شب جهل

wrapped my head in a scarf.

حجابم را دور سرم پیچیدم.

Fog wrapped the city.

مه شهر را در بر گرفت.

The plan was wrapped in secrecy.

طرح در پوششی از محرمانگی بود.

She was wrapped in thought.

او در افکار فرو رفته بود.

The flag wrapped around the pole.

پرچم دور میله پیچیده شده بود.

He wrapped himself in a blanket.

او خود را در یک پتو پیچید.

The affair is wrapped in mystery.

این موضوع در غبار اسرار پیچیده شده است.

He wrapped up the parcel.

او بسته را بست.

They wrapped the child up.

آنها کودک را بستند.

They wrapped up an agreement on Friday.

آنها یک توافق را در روز جمعه بستند.

He's wrapped up in this book.

او در این کتاب غرق شده است.

a gayly wrapped package

یک بسته کهنه به طور شادمانه بسته‌بندی شده است

Jamie was snugly wrapped in a white woolen scarf.

جیمی به طور ایمن در یک روسری پشمی سفید پیچیده شده بود.

he wrapped the blanket round him.

او پتو را دور او پیچید.

he wrapped up the Christmas presents.

او هدایای کریسمس را بست.

Leonora wrapped herself in a large white bath towel.

لئونورا خود را در یک حوله حمام بزرگ و سفید پیچید.

she wrapped him in her arms.

او او را در آغوش گرفت.

نمونه‌های واقعی

It hasn’t wrapped up, it’s not wrapping up anytime soon.

هنوز به پایان نرسیده است، و به زودی هم به پایان نخواهد رسید.

منبع: VOA Video Highlights

He got wrapped up in an experiment.

او درگیر یک آزمایش شد.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

His head was still wrapped in gauze.

هنوز هم سرش در گواژ پیچیده شده بود.

منبع: Reader's Digest Anthology

A naughty girl stood there, wrapped in a huge shawl.

یک دختر بدجنسی آنجا ایستاده بود، در یک شال بزرگ پیچیده شده بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

The axons are intermittently wrapped in a fatty substance called myelin.

آکسون ها به طور متناوب در یک ماده چربی به نام میلین پیچیده شده اند.

منبع: Osmosis - Nerve

Hopefully that one gets wrapped up before the show does.

امیدوارم قبل از شروع نمایش به پایان برسد.

منبع: Selected Film and Television News

There are so many big things and so many small things wrapped up in them.

چیزهای بزرگ و چیزهای کوچک زیادی در آنها وجود دارد که در آنها پیچیده شده اند.

منبع: Listening Digest

Sometimes, I still totally get wrapped up in that addictive cycle of wanting to get attention.

گاهی اوقات، من هنوز کاملاً در آن چرخه اعتیادآمیز خواستن توجه غرق می شوم.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

You've obviously got John wrapped around your finger.

واضح است که شما جان را دور انگشت خود پیچیده اید.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Yeah, fresh, exciting omelet, but then just wrapped in a tortilla.

بله، یک املت تازه و هیجان انگیز، اما فقط در یک تورتیلا پیچیده شده است.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید