exposed

[ایالات متحده]/ɪk'spozd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون پوشش یا محافظت، آسیب‌پذیر
v. افشا کردن، آشکار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

exposed surface

سطح نمایان

exposed area

منطقه نمایان

جملات نمونه

exposed to the fury of the elements

در معرض خشم عناصر

He exposed the plan to the newspapers.

او طرح را به روزنامه‌ها افشا کرد.

He exposed the plot to the police.

او طرح را به پلیس افشا کرد.

exposed themselves to disease; exposed their children to classical music.

خود را در معرض بیماری قرار دادند؛ کودکان خود را در معرض موسیقی کلاسیک قرار دادند.

He was publicly exposed as a liar and a cheat.

او به عنوان یک دروغگو و فریبکار رسوا شد.

The garden was very exposed to westerly winds.

باغ بسیار در معرض بادهای غربی بود.

the Church should not be exposed to gossip and contumely.

کلیسا نباید در معرض غیبت و توهین قرار گیرد.

the coast is very exposed to the south-west.

ساحل بسیار در معرض جنوب غربی است.

Miranda felt exposed and lonely.

ميراندا احساس آسیب‌پذیری و تنهایی کرد.

he has been exposed as a liar and a traitor.

او به عنوان یک دروغگو و خائن رسوا شده است.

mediums exposed as tricksters and frauds.

افراد واسطه به عنوان فریبکاران و متقلبان رسوا شده اند.

fit insulation to all exposed pipes.

عایق را روی تمام لوله‌های نمایان نصب کنید.

His comment exposed his insensitivity.

اظهار نظر او بی‌حسی او را نشان داد.

He exposed himself to the enemy's gunfire.

او خود را در معرض آتش دشمن قرار داد.

The police exposed a criminal plot to assassinate the President.

پلیس یک طرح جنایتکارانه برای ترور رئیس جمهور را افشا کرد.

Disloyal staff members exposed the senator's indiscretions to the press.

اعضای غیروفادار کارکنان رسوایی های سناتور را به مطبوعات افشا کردند.

The gold medalist has been widely exposed to the public on television.

قهرمان طلایی به طور گسترده در تلویزیون در معرض دید عموم قرار گرفته است.

نمونه‌های واقعی

They can also be exposed by butchering infected animals.

آنها همچنین می‌توانند در اثر ذبح حیوانات آلوده آشکار شوند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

But interestingly, they're also exposed to movement.

اما جالب اینجاست که آنها همچنین در معرض حرکت قرار دارند.

منبع: Reel Knowledge Scroll

The doctor says your eyes can't be exposed to any light.

دکتر می‌گوید چشمان شما نباید در معرض هیچ نوری قرار گیرند.

منبع: Desperate Housewives Season 5

The identities of our serving agents have been exposed.

هویت عوامل خدمتگزار ما فاش شده است.

منبع: Movie trailer screening room

These are real parasites as recently exposed to humans.

اینها انگل‌های واقعی هستند که اخیراً در معرض انسان قرار گرفته‌اند.

منبع: VOA Regular Speed August 2016 Compilation

They also form when DNA is exposed to radiation.

آنها همچنین زمانی تشکیل می‌شوند که DNA در معرض تشعشع قرار می‌گیرد.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2020 Collection

Well, I guess we know how he got exposed.

خب، حدس می‌زنیم چطور در معرض آن قرار گرفت.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

You probably haven't been exposed to lots of Welsh accents.

احتمالاً شما در معرض لهجه های ولزی زیادی قرار نگرفته اید.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

It's possible that he was exposed to poison oak.

این امکان وجود دارد که او در معرض درخت زهر آلود قرار گرفته باشد.

منبع: English little tyrant

You have to learn the form from having been exposed to it.

شما باید فرم را از قرار گرفتن در معرض آن یاد بگیرید.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید