piece of crap
یه مشت آشغال
full of crap
پر از آشغال
talk crap
حرفای مزخرف بزنه
bullcrap
مزخرفات
I stepped in dog crap on the sidewalk.
من در حین قدم زدن روی پیادهرو در مواد سگ افتادم.
He always talks crap about his coworkers behind their backs.
او همیشه درباره همکارانش پشت سرشان حرفهای بیاساسی میزند.
Don't believe everything he says, he's full of crap.
نترس از حرفهایش، او پر از حرفهای بیاساس است.
She's always complaining about how crap her job is.
او همیشه در مورد اینکه چقدر شغلش بیارزش است، شکایت میکند.
The movie was so crap that I walked out halfway through.
فیلم آنقدر بیکیفیت بود که در وسط آن از سالن خارج شدم.
I can't believe they're selling this crap for such a high price!
نمیتوانم باور کنم که آنها این چیزهای بیارزش را با چنین قیمت بالایی میفروشند!
I need to clean up all this crap in my room.
من باید تمام این آشفتگی را در اتاقم جمع کنم.
Stop talking crap and focus on the task at hand.
حرفهای بیاساس را متوقف کنید و روی کاری که در دست دارید تمرکز کنید.
The quality of these products is crap, I want a refund.
کیفیت این محصولات بسیار پایین است، من میخواهم بازپرداخت کنم.
I can't believe I paid so much money for this crap.
نمیتوانم باور کنم که من برای این چیزهای بیارزش اینقدر پول پرداخت کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید