junk

[ایالات متحده]/dʒʌŋk/
[بریتانیا]/dʒʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء یا مواد دور ریخته شده، زباله
vt. دور انداختن، دفع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

junk food

غذاهای ناسالم

junk mail

زباله‌های پستی

junkyard

چرخه بازیافت

junk car

ماشین آشغاله

junk bond

اوراق قرضه با رتبه پایین

space junk

زباله‌های فضایی

junk shop

فروشگاه اجناس دست دوم

جملات نمونه

he is an evangelist of junk bonds.

او یک مبلغ اوراق قرضه ریسکی است.

broken furniture and other junk in the attic.

چوب‌های شکسته و سایر زباله‌ها در زیرشیرآزه‌ها.

nothing but junk in the annual report.

هیچ چیز جز زباله در گزارش سالانه.

It is folly to buy such a junk at $100.

خریدن چنین زباله‌ای به قیمت 100 دلار نادانی است.

I bought this old table in a junk shop.

من این میز قدیمی را از یک مغازه دست‌دوم خریدم.

It can be extremely difficult to wean children off junk food.

قطع کردن کودکان از مصرف غذاهای ناسالم می‌تواند بسیار دشوار باشد.

deliver us from the nightmare of junk paper.

ما را از کابوس کاغذهای اضافی رها کنید.

the sort of junk that might come in handy one day.

نوع زباله ای که ممکن است روزی مفید باشد.

sort out what could be sold off and junk the rest.

تشخیص دهید چه چیزی قابل فروش است و بقیه را دور بریزید.

people sell junk scavenged from the garbage.

افراد زباله‌هایی را که از سطل زباله جمع‌آوری کرده‌اند می‌فروشند.

in this light the junk undergoes a transfiguration; it shines.

در این نور، زباله‌ها دگرگون می‌شوند؛ می‌درخشند.

shuffled the bill under a pile of junk mail.

قبض را زیر یک دسته نامه زباله برد.

We're going to junk these computers, they are obsolete.

ما این کامپیوترها را دور خواهیم انداخت، آنها قدیمی هستند.

They cleared out the junk room to make a tiny beds.

آنها اتاق زباله را برای ایجاد تختخواب های کوچک تخلیه کردند.

She tried to fob all her junk off onto me.

او سعی کرد تمام زباله‌هایش را به من منتقل کند.

He junked all his old furniture before moving into his new home.

او قبل از نقل مکان به خانه‌ی جدیدش، تمام وسایل قدیمی‌اش را دور انداخت.

My son likes junk food such as crips, sweets an fizzy drinks.

پسرم غذاهای ناسالم مانند چیپس، شیرینی و نوشیدنی های گازدار دوست دارد.

jalor sail boat sailboat sailing boat sailing vessel sailinng boat /sailing ship/junk yacht n.

jalor قایق بادبانی، قایق بادبانی، قایق بادبانی، کشتی بادبانی، کشتی بادبانی /کشتی بادبانی/ قایق تفریحی زباله n.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید