garbage

[ایالات متحده]/ˈɡɑːbɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈɡɑːrbɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زباله؛ مواد دور ریخته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

garbage disposal

دور انداختن زباله

garbage in

زباله داخل

garbage collection

جمع آوری زباله

garbage can

سطل زباله

garbage collector

جمع کننده زباله

domestic garbage

زباله خانگی

garbage truck

ماشین زباله‌سوز

garbage bin

سطل زباله

garbage bag

کیف زباله

household garbage

زباله خانگی

garbage out

زباله خارج

garbage dump

محل دفن زباله

garbage power

قدرت زباله

garbage incinerator

زباله سوز

جملات نمونه

garbage collection; a garbage disposal.

جمع‌آوری زباله؛ یک دستگاه دفع زباله

contract for garbage collection.

قرارداد جمع‌آوری زباله.

garbage that compacts easily.

زباله‌ای که به راحتی فشرده می‌شود.

Put the garbage down the incinerator.

زباله‌ها را داخل سوزاندن بریزید.

The smell of the garbage overpowered me.

بوی زباله مرا در بر گرفت.

garbage disposals that never worked.

تسمه‌های زباله که هرگز کار نکردند.

No waste or garbage is to be -tied on highways.

هیچ زباله یا زباله‌ای نباید روی بزرگراه‌ها بسته شود.

The garbage was piled sky-high.

زباله‌ها به شدت انباشته شده بودند.

garbage that stinks up the yard.

زباله‌ای که حیاط را بوی نامطبوع می‌دهد.

No waste or garbage is to be emptied on highways.

هیچ زباله یا زباله‌ای نباید روی بزرگراه‌ها تخلیه شود.

Don't talk such a load of garbage!

چقدر حرف‌های بی‌اساس نگو!

a garbage dump; a nuclear waste dump.

یک محل دفن زباله؛ یک محل دفن زباله هسته‌ای.

they were grubbing a living from garbage pails.

آنها از سطل‌های زباله امرار معاش می‌کردند.

pack out any garbage you have left.

هر زباله‌ای که باقی مانده را بیرون ببرید.

in England a garbage truck is called a dustcart.

در انگلستان به کامیون زباله‌کش می‌گویند.

Run me into town. Run the garbage over to the dump.

من را به شهر برسان. زباله‌ها را به محل دفن زباله منتقل کن.

scavenged the garbage cans for food scraps.

برای یافتن تکه‌های غذا، سطل‌های زباله را جمع‌آوری کردند.

Garbage pollutes our rivers and streams.

زباله، رودخانه‌ها و جویبار‌های ما را آلوده می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Get that garbage out of my face!

بیرون برید از جلوی من!

منبع: Brother Wind takes you to watch movies and learn English.

Peter, come and take the garbage out.

پیتر، بیا و آشغال‌ها را بیرون ببر.

منبع: Go blank axis version

It picks up the garbage, runs schools and patrols the traffic.

آشغال‌ها را جمع‌آوری می‌کند، مدارس را اداره می‌کند و ترافیک را کنترل می‌کند.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

My hand's stuck in the garbage disposal!

دست من در دستگاه خردکن آشغال گیر کرده است!

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 6

Sweet of Dede to mail you her garbage.

چه خوب از طرف دده که آشغال‌هایش را برایت پست کرد.

منبع: Modern Family - Season 07

And every day, every resident literally leaves behind a pile a garbage.

و هر روز، هر ساکنی به طور واقعی یک توده آشغال پشت سر می‌گذارد.

منبع: VOA Standard July 2015 Collection

Andrew, what are you doing? -Taking out the garbage.

اندرو، داری چه کار می‌کنی؟ - دارم آشغال‌ها را بیرون می‌برم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Why don't you go take out the garbage?

چرا نمی‌روی آشغال‌ها را بیرون ببری؟

منبع: Mom Season 1

The duck seems to think that Monica got me garbage.

به نظر می‌رسد اردک فکر می‌کند مونیکا آشغال برایم آورده است.

منبع: Friends Season 6

Roscoe, it's your turn to take out the garbage.

رزکو، نوبت توست که آشغال‌ها را بیرون ببری.

منبع: The Best Mom

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید