crying

[ایالات متحده]/'kraɪɪŋ/
[بریتانیا]/'kraɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت بد، شوکه کننده، به شدت مورد نیاز، اوه خدای من، شیر ریخته شده، گریه کردن بی فایده است.

عبارات و ترکیب‌ها

burst out crying

گریه کردن

جملات نمونه

crying is a cathartic release.

گریه یک رهایی تطهیرآمیز است.

an incredible crying jag.

یک جیغ گری عجیب‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

the weird crying of a seal.

گریه عجیب یک فک.

pacify a crying child

آرام کردن یک کودک گریه‌کن.

to still a crying child

آرام کردن یک کودک گریه‌کن.

The baby is crying for mother.

بچه دارد برای مادر گریه می‌کند.

The garden is crying for rain.

باغ برای باران گریه می‌کند.

all but crying with relief.

تقریباً از رهایی گریه می‌کرد.

crying aloud for help.

با صدای بلند برای کمک گریه می‌کرد.

She was crying with vexation and shock.

او با ناراحتی و شوک گریه می‌کرد.

the baby was crying with a fretful whimper.

بچه با ناله ای آزاردهنده گریه می‌کرد.

what's the use of crying?.

گریه کردن چه فایده‌ای دارد؟

the trick of a thief crying stop thief

حقه دزد که فریاد می‌زند: دزد!

The garden is crying out for rain.

باغ برای باران فریاد می‌زند.

Give over that crying!

آن گریه را متوقف کنید!

The organization is crying out for more people.

سازمان برای افراد بیشتر فریاد می‌زند.

This room is crying out for a new carpet.

این اتاق برای یک فرش جدید فریاد می‌زند.

The garden is crying out to be watered.

باغ فریاد می‌زند تا آبیاری شود.

نمونه‌های واقعی

They heard a weird sound like a cat crying.

آنها صدای عجیبی مانند صدای گربه که زار زار می‌گریست شنیدند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Miss Amelia, Miss Minchin's sister, was trying to stop her crying.

خانم املیا، خواهر خانم مینچین، سعی می‌کرد از گریه‌اش جلوگیری کند.

منبع: Fairy Tale (Sequel)

Go on. She's already crying. - Harsh!

ادامه بده. او از قبل گریه می‌کند. - بی‌رحم!

منبع: Hidden Figures Original Soundtrack

I mean, she was sort of crying.

منظورم این است که او تا حدودی گریه می‌کرد.

منبع: Films

" And why were you crying so just now? "

«و چرا همین الان اینقدر گریه می‌کردی؟»

منبع: Returning Home

Even Helmholtz and the Savage were almost crying.

حتی هلم‌هولتز و انسان وحشی تقریباً داشتند گریه می‌کردند.

منبع: Brave New World

I was fake crying before I could walk.

من قبل از اینکه بتوانم راه بروم، دروغ می‌گفتم و گریه می‌کردم.

منبع: Modern Family - Season 03

He doesn't know if someone is crying.

او نمی‌داند اگر کسی دارد گریه می‌کند یا نه.

منبع: VOA Daily Standard May 2023 Collection

What if a girl heard that you were crying?

اگر یک دختر بشنود که شما دارید گریه می‌کنید چه می‌شود؟

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

At least before, she could tune out the crying.

حداقل قبل از آن، او می‌توانست گریه را نادیده بگیرد.

منبع: American Horror Story: Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید