weeping

[ایالات متحده]/'wiːpɪŋ/
[بریتانیا]/'wipɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اشک ریختن، آغشته به آب، شاخه‌های آویزان
n. اشک ریختن
v. اشک ریختن، غمگین بودن، عزاداری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

weeping bitterly

گریه شدید

mournful weeping

گریه غمگینانه

weep for

برای... گریه کردن

weep over

در مورد... گریه کردن

جملات نمونه

she was weeping loudly and her nose was running.

او با صدای بلند گریه می‌کرد و بینی‌اش آبکی بود.

Alice was weeping quietly, snuffling a little.

آلیس با حالتی آرام گریه می‌کرد و کمی بینی‌اش را می‌کشید.

a young widow weeping her lost lord.

یک زن جوان بیوه که برای ارباب از دست رفته‌اش گریه می‌کرد.

It's no use weeping over what can't be helped.

گریه کردن روی چیزهایی که نمی‌توان تغییر داد بی‌فایده است.

A pair of orioles alighted on the frisking branch of a weeping willow.

یک جفت اوریول روی شاخه بازیگوش درخت بید اشک‌ریز نشستند.

Is she still weeping away? She's been crying all day!

آیا او هنوز دارد گریه می‌کند؟ او تمام روز گریه کرده است!

Joe was a considerate guy,and apologized as Sacker left,sniffing and weeping,either in pain or in frustration.

جو یک مرد مهربان بود و وقتی ساکِر رفت، عذرخواهی کرد، در حالی که بینی می‌کشید و گریه می‌کرد، یا به دلیل درد یا ناامیدی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید