weeping bitterly
گریه شدید
mournful weeping
گریه غمگینانه
weep for
برای... گریه کردن
weep over
در مورد... گریه کردن
she was weeping loudly and her nose was running.
او با صدای بلند گریه میکرد و بینیاش آبکی بود.
Alice was weeping quietly, snuffling a little.
آلیس با حالتی آرام گریه میکرد و کمی بینیاش را میکشید.
a young widow weeping her lost lord.
یک زن جوان بیوه که برای ارباب از دست رفتهاش گریه میکرد.
It's no use weeping over what can't be helped.
گریه کردن روی چیزهایی که نمیتوان تغییر داد بیفایده است.
A pair of orioles alighted on the frisking branch of a weeping willow.
یک جفت اوریول روی شاخه بازیگوش درخت بید اشکریز نشستند.
Is she still weeping away? She's been crying all day!
آیا او هنوز دارد گریه میکند؟ او تمام روز گریه کرده است!
Joe was a considerate guy,and apologized as Sacker left,sniffing and weeping,either in pain or in frustration.
جو یک مرد مهربان بود و وقتی ساکِر رفت، عذرخواهی کرد، در حالی که بینی میکشید و گریه میکرد، یا به دلیل درد یا ناامیدی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید