smiling

[ایالات متحده]/'smailiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن یک حالت خوشحال; شاداب

عبارات و ترکیب‌ها

wearing a smile

با لبخند

smiling face

چهره‌ی خندان

keep smiling

به لبخند ادامه بده

smiling service

خدمات با لبخند

جملات نمونه

she was smiling broadly.

او با دهانی باز لبخند می زد.

Daisy was smiling sweetly at him.

او با چهره‌ای شیرین به او لبخند می‌زد.

smiling and gracious in defeat.

با لبخند و باوقار در برابر شکست.

she was smiling with patent insincerity.

او با زهدان ناایمن لبخند می زد.

smiling groves and terraces.

باغ‌ها و تراس‌های لبخندزن

I could not forbear smiling.

نمی‌توانستم از لبخند زدن خودداری کنم.

A friend that frowns is better than a smiling enemy.

دوستی که اخم می کند بهتر از دشمنی است که لبخند می زند.

A man without a smiling face must not open a shop.

مردی که چهره‌ای لبخند دارد نباید مغازه باز کند.

Isabel kept smiling apropos of nothing.

ایزابل با وجود هیچ چیز لبخند زد.

she had to do a lot of smiling in her business.

او مجبور بود در کسب و کارش زیاد لبخند بزند.

it seemed Lady Luck was still smiling on them.

به نظر می رسید خوش شانسی هنوز با آنها بود.

she's not drunk, but still smiling in the same moony way.

او مست نیست، اما هنوز هم با همان حال و هوای عجیب و غریب لبخند می زند.

a murderous heart under a smiling exterior

یک قلب آدمکش زیر چهره‌ای لبخنددار

indicated tacit approval by smiling and winking.

با لبخند و چشمک تایید ضمنی را نشان داد.

He always presents a smiling front to the world.

او همیشه چهره‌ای لبخند به دنیا نشان می‌دهد.

He always presents a calm smiling face.

او همیشه چهره‌ای لبخند و آرام به دنیا نشان می‌دهد.

She was regarding me with smiling eyes.

او با چشمان خندان به من نگاه می‌کرد.

He was smiling all over his face.

او با تمام صورتش لبخند می زد.

نمونه‌های واقعی

Everywhere I look there are smiling faces.

هر جا نگاه می‌کنم، چهره‌های خندان وجود دارد.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

And later, why is this man smiling?

و بعداً، چرا این مرد لبخند می‌زند؟

منبع: CNN Listening Compilation June 2013

Dickey appeared to be smiling, giving thumbs up.

به نظر می‌رسید دیکی لبخند می‌زند و انگشت شست خود را بالا نشان می‌دهد.

منبع: CNN 10 Student English September 2023 Collection

Hey. What's up? - Why are you smiling?

هی. چه خبر؟ - چرا لبخند می‌زنی؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

" Seriously, " said Professor McGonagall, and she was actually smiling.

" جدی، " گفت پروفسور مک‌گونگال، و او واقعاً لبخند می‌زد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

I don't understand. Last night, he was smiling.

من نمی‌فهمم. شب گذشته، او لبخند می‌زد.

منبع: Our Day This Season 1

He has a really sunny disposition and is always smiling.

او ذاتاً بسیار خوش بین است و همیشه لبخند می‌زند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Debra K. Ivory was always smiling and full of life.

دیبرا کی. ایوری همیشه لبخند می‌زد و پر از زندگی بود.

منبع: PBS Interview Social Series

How much have you in the world, Jane? ' he asked, smiling.

جین، در دنیا چه چیزهایی داری؟

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Outwardly she was smiling and serene. Inside was another story.

بیرونی‌اً او لبخند می‌زد و آرام بود. درونش داستان دیگری بود.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید