cuddle

[ایالات متحده]/ˈkʌdl/
[بریتانیا]/ˈkʌdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. در آغوش گرفتن یا نزدیک هم خوابیدن برای گرما یا راحتی
vi. نزدیک بودن یا صمیمی بودن
n. عمل در آغوش گرفتن یا آغوش کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

cuddle up

در آغوش هم بپیچید

جملات نمونه

he cuddles the baby close.

او نوزاد را نزدیک خود در آغوش گرفت.

Rebecca cuddled up to Mum.

رbecca در آغوش مادرش مچاله شد.

they cuddled together to keep out the cold.

آنها برای جلوگیری از سرما در آغوش یکدیگر مچاله شدند.

They cuddled up (together) under the blanket.

آنها زیر پتو در آغوش یکدیگر مچاله شدند.

She cuddled her little boy.

او پسر کوچکش را در آغوش گرفت.

cuddled the kitten in her arms;

گربه کوچک را در آغوش گرفت.

She cuddled up to him to get warm.

او برای گرم شدن در آغوش او مچاله شد.

Jack cuddled up to his mother.

جک در آغوش مادرش مچاله شد.

The cubs cuddle up together for warmth.

کودکان Cubs برای گرم ماندن در کنار هم جمع می‌شوند.

The mother cuddled her baby in her arms.

مادر نوزاد خود را در آغوش گرفت.

He just wants a comforting kiss and a cuddle and he’ll be all right.

او فقط می‌خواهد یک بوسه و نوازش دلپذیر دریافت کند و همه چیز درست خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید