cue

[ایالات متحده]/kjuː/
[بریتانیا]/kjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشاره، سرنخ
vt. اشاره‌ای به دادن به

عبارات و ترکیب‌ها

cue card

کارت راهنما

cue ball

توپ استارت

cue stick

کی استیک

cue up

آماده‌سازی

cue the music

موسیقی را پخش کن

cue the lights

نورها را روشن کن

on cue

به موقع

cue in

شروع کن

جملات نمونه

right on cue the door opened.

درست به موقع، در باز شد.

This cue has 2,477 hours of tedious scrimshaw work in the cue butt and joint protectors.

این چوب دارای 2477 ساعت کار طاقت‌فرسا با روش هنری اسکریمشاو در محافظت از قسمت انتهایی و اتصالات چوب است.

This cue is my very first use of Cocobolo wood.

این چوب اولین استفاده من از چوب کوکوبولو است.

The monied-men who buy my cues naturally want the best hitting and longest lasting cue their money can buy.

مردان ثروتمندی که چوب‌های من را می‌خرند، به طور طبیعی بهترین چوبی که پولشان می‌تواند بخرد را می‌خواهند.

his success was the cue for the rest of Fleet Street to forge ahead.

موفقیت او نشانه‌ای برای ادامه فعالیت سایر نشریات خیابان فلیت بود.

Ros and Guil, cued by Hamlet, also bow deeply.

روز و گیل، که با الهام از هملت، تعظیم عمیقی انجام دادند.

have a list of needs and questions on paper to cue you.

لیستی از نیازها و سؤالات روی کاغذ داشته باشید تا به شما کمک کند.

features make it easier to cue up a tape for editing.

ویژگی‌هایی وجود دارد که استفاده از نوار برای ویرایش را آسان‌تر می‌کند.

McGee did not move and Julia took her cue from him.

مک گی تکان نخورد و جولیا الهام خود را از او گرفت.

This cues in that it’s morpha-Gentamicin but not the Metabolite of Gentamicin acting to hair cells.

این نشان می‌دهد که این ماده مورفا-ژنتامی سین است اما متابولیت ژنتامی سین که بر سلول‌های مویی تأثیر می‌گذارد، نیست.

The actor missed his cue and came onto the stage late.

بازیگر نقش خود را از دست داد و دیر روی صحنه آمد.

When she coughs, it's my cue to come onto the stage.

وقتی او سرفه می‌کند، نوبت من است که روی صحنه بروم.

The studio manager will cue you in when it's your turn to sing.

مدیر استودیو به شما اطلاع خواهد داد چه زمانی نوبت شما برای خواندن است.

The bell sounded for the beginning of the lesson, and, right on cue, the teacher walked in.

زنگ برای شروع کلاس زنگ خورد و درست به موقع، معلم وارد شد.

Put your head close to the cue,so that you can see the exeat direction that you will hit the ball in.

سر خود را نزدیک به چوب قرار دهید تا بتوانید جهت ضربه زدن به توپ را ببینید.

Also some styling cues from 9-4X BioPower concept should appear in the final design.

همچنین برخی از نکات طراحی از مفهوم 9-4X BioPower باید در طراحی نهایی ظاهر شوند.

It is known that interaural intensity difference (IID) is also an important cue in human auditory localization mechanism.

دانش این که تفاوت شدت بین گوشی (IID) نیز یک سرنخ مهم در مکان یابی شنوایی انسان است، شناخته شده است.

9. It is known that interaural intensity difference (IID) is also an important cue in human auditory localization mechanism.

9. دانش این که تفاوت شدت بین گوشی (IID) نیز یک سرنخ مهم در مکان یابی شنوایی انسان است، شناخته شده است.

In designing the car, we took our cue from other designers who aimed to combine low cost with low petrol consumption.

در طراحی خودرو، ما از سایر طراحانی الهام گرفتیم که هدفشان ترکیب هزینه کم با مصرف سوخت کم بود.

He said his mother would be back very soon and, right on cue, she walked in.

او گفت که مادرش به زودی باز خواهد گشت و درست به موقع، او وارد شد.

نمونه‌های واقعی

And that's our cue to leave.

این نشانه‌ای است که باید از اینجا برویم.

منبع: Our Day This Season 1

Actually, it's not, it's actually an important social cue.

در واقع نه، در واقع یک نشانه اجتماعی مهم است.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

You have no idea what it's like to struggle with recognizing emotional cues.

شما نمی‌دانید چه حسی دارد که تلاش برای تشخیص نشانه‌های عاطفی سخت باشد.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Because these visible cues, these behavioral cues, tell us something about an animal's emotional state.

زیرا این نشانه‌های قابل مشاهده، این نشانه‌های رفتاری، به ما در مورد وضعیت عاطفی یک حیوان چیزی می‌گویند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Right on cue, Ron came bursting into the office.

همینطور که انتظار می‌رفت، رون با عجله وارد دفتر شد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

I could probably take a few cues from her.

احتمالاً می‌توانم چند نشانه از او بگیرم.

منبع: The Washington Post

He'll take his cue from a fellow hunter.

او از یک شکارچی دیگر نشانه می‌گیرد.

منبع: Human Planet

Don't know if you caught that subtle cue.

نمی‌دانم آیا آن نشانه ظریف را متوجه شدید یا نه.

منبع: Modern Family - Season 05

I've had to lay down my cue lately.

اخیراً مجبور شده‌ام نشانه خود را کنار بگذارم.

منبع: Modern Family - Season 10

They continue to take his cues from him on this.

آنها همچنان در این مورد از او نشانه می‌گیرند.

منبع: NPR News January 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید