curate an exhibition
برگزاری یک نمایشگاه
curate a collection
گردآوری مجموعهای
curate content
انتخاب و سازماندهی محتوا
curate a playlist
تهیه لیست پخش
this book is a bit of a curate's egg.
این کتاب کمی مثل یک تخممرغی است که خوب و بد دارد.
both exhibitions are curated by the Centre's director.
هر دو نمایشگاه توسط مدیر مرکز انتخاب و تهیه شدهاند.
She curated an art exhibition featuring local artists.
او یک نمایشگاه هنری با حضور هنرمندان محلی انتخاب و تهیه کرد.
He curated a playlist of relaxing music for the party.
او یک لیست پخش موسیقی آرامشبخش برای مهمانی انتخاب کرد.
The museum hired her to curate their new photography collection.
موزه او را استخدام کرد تا مجموعه عکاسی جدید آنها را انتخاب و تهیه کند.
They curated a selection of vintage clothing for the fashion show.
آنها یک انتخاب از لباسهای قدیمی برای نمایشگاه مد انتخاب کردند.
She curates the company's social media accounts.
او حسابهای رسانههای اجتماعی شرکت را انتخاب و مدیریت میکند.
The bookstore asked him to curate a display of best-selling books.
کتابفروشی از او خواست تا یک نمایش از پرفروشترین کتابها را انتخاب کند.
He curated a collection of rare books for the library.
او مجموعهای از کتابهای کمیاب برای کتابخانه انتخاب کرد.
The chef curated a special menu for the anniversary dinner.
سرآشپز یک منوی ویژه برای شام سالگرد را انتخاب کرد.
She curates a blog about sustainable living.
او یک وبلاگ در مورد زندگی پایدار انتخاب و مدیریت میکند.
They curated an exhibition of modern sculpture at the gallery.
آنها یک نمایشگاه مجسمهسازی مدرن در گالری انتخاب کردند.
Mr Nicholls was a good curate, but that was all.
آقای نیکولز یک کشیش خوب بود، اما همین بود.
منبع: The Story of the Brontë Family'That's because you don't have a good curate, papa.
این به این دلیل است که شما یک کشیش خوب ندارید، پدر.
منبع: The Story of the Brontë FamilyMy curate died, and Aunt Branwell became very ill.
کشیش من درگذشت و عمه برنول بسیار بیمار شد.
منبع: The Story of the Brontë FamilyLet's pretend you're curating a dinner party.
بیایید وانمود کنیم که شما در حال برگزاری یک مهمانی شام هستید.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionIt's having no vocation and curating yourself online.
هیچ شغلی ندارد و خود را به صورت آنلاین ویرایش می کند.
منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)I think her new novel is a curate's egg.
فکر میکنم رمان جدیدش یک تخم کشیش است.
منبع: BBC Authentic EnglishLike when I said that restaurant was a curate's egg.
مثل وقتی گفتم آن رستوران یک تخم کشیش بود.
منبع: BBC Authentic EnglishThen the vicar left and a keen new curate arrived, who was a far more yes, or no, person.
سپس کشیش رفت و یک کشیش جدید مشتاق رسید که فردی بسیار بیشتر بله یا نه بود.
منبع: BBC Listening September 2015 CollectionWe're talking about the expression " curate's egg" .
Keep your aging parents near by and curate a special group of friends.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید